بسم رب الجهاد . . .

بسم رب الجهاد . . .

بی مقدمه مینویسم . . .
دلم تنگ است برای خنده هایت . . .
خنده هایی که میخواست پنهان کند گریه هایت را پای سجاده . . .
گریه کردی و خدا لبخند رضایت زد . . .
امضا شد جواز شهادتت . . .
اما من دیگر محرومم از خنده هایت . ..
#دلتنگ_جهاد
دیدگاه ها (۳)

سناریو ران

پارت نهم | امروز تو نیستیلیانا درِ کافه را باز کرد.همان بوی ...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 7 | من دوستت دارم، پری! ❤️‍🔥بعد...

پارت ۱۸ — آخرین روز دانشگاه 🎓🌸روز فارغ‌التحصیلی بالاخره از ر...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 5 | یک قدم نزدیک‌ترروزهای بعد، چیزی بین ا/ت و جیم...

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

هوا کم‌کم رو به تاریکی می‌رفت و نور نارنجی غروب از پنجره‌های...

ادامه

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟽 | آخرین نتدو سال گذشت.دو سال از روزی که ا/ت برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط