اشتباه
پارت 1
معرفی :
های من مین یونجی هستم خواهر کوچیکتر مین یونگی.
های من مین یونگی هستم برادر بزرگتر یونجی
ویو یونگی :
واییی این یونجی شورشو در آورد. صدبار بهش گفتم حتی برای شوخیم دست به مدارکی که مربوط به کمپانیه نزن، اگه اون نباشه بدبخت میشم.
(پایان ویو یونگی)(علامت یونگی _ علامت یونجی +)
_ یونجی کجایی!!
+ جونم داداشی چی شده؟
_ مدارکمو کجا گذاشتی هان؟
+ داداشی من بر نداشتم.
_ یونجی خودتو به اون راه نزن من میدونم تو برداشتی هیچ جا نیست همه جارو چند بار گشتم بگو کجا گذاشتی؟
+ داداش به جون خودم به ارواح خاک مامان و بابا که از جونمم برام با ارزش ترن قسم میخورم من برنداشتم!
_ هوی دختره هرزه به مامان و بابا قسم نخور خجالت نمیکشی؟
بعد از اینکه این حرف رو با داد گفت یک سیلی به دخترک زد، دختر سریع رفت توی اتاقش و شروع کرد به گریه کردن با خودش گفت :
بهم تهمت زد، سرم داد زد، بعدم یه سیلی بهم زد. خیلی نامرده من مدارکشو بر نداشته بودم
معرفی :
های من مین یونجی هستم خواهر کوچیکتر مین یونگی.
های من مین یونگی هستم برادر بزرگتر یونجی
ویو یونگی :
واییی این یونجی شورشو در آورد. صدبار بهش گفتم حتی برای شوخیم دست به مدارکی که مربوط به کمپانیه نزن، اگه اون نباشه بدبخت میشم.
(پایان ویو یونگی)(علامت یونگی _ علامت یونجی +)
_ یونجی کجایی!!
+ جونم داداشی چی شده؟
_ مدارکمو کجا گذاشتی هان؟
+ داداشی من بر نداشتم.
_ یونجی خودتو به اون راه نزن من میدونم تو برداشتی هیچ جا نیست همه جارو چند بار گشتم بگو کجا گذاشتی؟
+ داداش به جون خودم به ارواح خاک مامان و بابا که از جونمم برام با ارزش ترن قسم میخورم من برنداشتم!
_ هوی دختره هرزه به مامان و بابا قسم نخور خجالت نمیکشی؟
بعد از اینکه این حرف رو با داد گفت یک سیلی به دخترک زد، دختر سریع رفت توی اتاقش و شروع کرد به گریه کردن با خودش گفت :
بهم تهمت زد، سرم داد زد، بعدم یه سیلی بهم زد. خیلی نامرده من مدارکشو بر نداشته بودم
- ۳.۹k
- ۰۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط