ای قلم بنویس:دریا تشنه بود

ای قلم بنویس:دریا تشنه بود
آسمان و ایل و صحرا تشنه بود
مشک و ساقی،بر لب رود فرات
مشک و سیر و ساقی،اما تشنه بود
ای قلم ننویس:بابا آب داد.....
شرم کن،بنویس:بابا تشنه ب
دیدگاه ها (۲)

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 018"""""""""""""""""""""""""""""""...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

🌅🌊🧡 غروب تماشایی در ساحل خلیج فارس 🇮🇷💙✨🌇🌴 غروب امروز، آسمان ...

🍁🌅✨ غروب پاییزی در تالاب میانکاله؛ تابلویی از آرامش و زیبایی...

🦩🌿 رقص رنگ‌ها در تالاب میانکاله؛ بهشتی برای عاشقان طبیعت! 💗🌊...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

I'm not jealous part 62+سلام بر عشق روز های تنهایی‌..جانم؟^ع...

ادامه دامیان :چی نه خوب ب ام سوال شد انیا:تو دامیان که یک شک...

Twenty four

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط