{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای قلم بنویس:دریا تشنه بود

ای قلم بنویس:دریا تشنه بود
آسمان و ایل و صحرا تشنه بود
مشک و ساقی،بر لب رود فرات
مشک و سیر و ساقی،اما تشنه بود
ای قلم ننویس:بابا آب داد.....
شرم کن،بنویس:بابا تشنه ب
دیدگاه ها (۲)

به اندازه ی …بی خیال …تو فکر کن دوستت ندارممن از پس اندازه گ...

برای رفتن...چمدان میبندنبرای ماندن دل...من کدام راببندم...!ک...

آقا جـان...با این دِلـَــــمْ بِه دَرْدِ مُحَـــرَّمْ نٍمیخـ...

گُفْتً: اًول خُودِتو دُرسْت کُن بِعدٌ بُروُ هِیئت!!!!خَندیدَ...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 117✦...................

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟕جونگکوک بعد از چند دقیقه موندن تو اب ب...

I'm not jealous part 62+سلام بر عشق روز های تنهایی‌..جانم؟^ع...

ادامه دامیان :چی نه خوب ب ام سوال شد انیا:تو دامیان که یک شک...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 36/روی چوب‌های گرم اسکل...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³⁶(نایون+...

ای قلم بنویس دریاتشنه بود/آسمان و ایل و صحرا تشنه بود/مشک و ...

ای قلم بنویس:دریا تشنه بود آسمان و ایل و صحرا تشنه بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط