ای جان من خسته درمانده فدایت
ای جان من خسته درمانده فدایت
من منتظرم بشنوم ازدورصدایت
شاید به صدایت کمی آرام بگیرد
این قلب به خون خفته ازجوروجفایت
دین و دل و دنیا وهرآن چیز که دارم
رفته به سر زلف پریشان رهایت
من راه فراری زحصار تو ندارم
خون من ودل گردن خیل مژه هایت
کوچیده ام ازخویش و به سوی تو شتابان
تا بال و پرم را بگشایم به هوایت
قلبی که شکسته است دراین مرحله ازعشق
افتاده چنان پیچک سرگشته به پایت
عمری ست به دنبال توام خسته و تنها
عمری ست که من می زنم از دورصدایت
من منتظرم بشنوم ازدورصدایت
شاید به صدایت کمی آرام بگیرد
این قلب به خون خفته ازجوروجفایت
دین و دل و دنیا وهرآن چیز که دارم
رفته به سر زلف پریشان رهایت
من راه فراری زحصار تو ندارم
خون من ودل گردن خیل مژه هایت
کوچیده ام ازخویش و به سوی تو شتابان
تا بال و پرم را بگشایم به هوایت
قلبی که شکسته است دراین مرحله ازعشق
افتاده چنان پیچک سرگشته به پایت
عمری ست به دنبال توام خسته و تنها
عمری ست که من می زنم از دورصدایت
- ۱.۲k
- ۲۶ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط