{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای جان من خسته درمانده فدایت

ای جان من خسته درمانده فدایت
من منتظرم بشنوم از دور صدایت

شاید به صدایت کمی آرام بگیرد
این قلب به خون خفته از جور و جفایت

این دل و دیده و هر آن چیز که دارم
رفته به سر زلف پریشان رهایت

من راه فراری ز حصار تو ندارم
خون من و دل ،گردن خیل مژه هایت

کوچیده ام از خویش و به سوی تو شتابان
تا بال و پرم را بگشایم به هوایت

قلبی که شکسته است در این مرحله از عشق
افتاده چنان پیچک سرگشته به پایت

عمری ست به دنبال توام خسته و تنها
عمری ست که من می زنم از دور صدایت
دیدگاه ها (۲)

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم از دور صدایت شای...

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم از دور صدایت شای...

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم از دور صدایت شای...

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم از دور صدایت شای...

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم از دور صدایت شای...

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم از دور صدایت شای...

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم ازدورصدایت شاید ...

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم ازدورصدایت شاید ...

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم از دور صدایت شای...

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم ازدورصدایت شاید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط