{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای جان من خسته درمانده فدایت

ای جان من خسته درمانده فدایت
من منتظرم بشنوم از دور صدایت 

شاید به صدایت کمی آرام بگیرد
این قلب به خون خفته از جور و جفایت

دین و دل و دنیا وهرآن چیز که دارم
رفته به سر زلف پریشان رهایت

من راه فراری زحصار تو ندارم
خون من ودل گردن خیل مژه هایت

کوچیده ام ازخویش و به سوی تو شتابان
تا بال و پرم را بگشایم به هوایت

قلبی که شکسته است دراین مرحله ازعشق
افتاده چنان پیچک سرگشته به پایت

عمری ست به دنبال توام خسته و تنها
عمری ست که من می زنم از دورصدایت
دیدگاه ها (۱۲)

‌ دل من کرده هوس باز ببیند رخ یارتا که نقشی بکشد ازرخ زیباے ...

بوسه ای از لب تو. قیمت جان است مراگوشه ای در دل تو .امن وام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط