{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطره ها

خاطره ها
هیچ وقت پاڪ نمےشوند
شاید کم رنگ بشوند
اما پاڪ نمےشوند
گوشہ اے گم مےشوند
گوشہ اے
از ذهنت را مےگیرند
و ناگہان
یڪ روز، یڪ جا
وسط خنده هاے مستانہ
تو را
بہ فکر فرو مےبرند
دیدگاه ها (۱)

رفتم مرا ببخــــش و مگــو او وفا نداشت..راهـــــﮯ بجز گریـــ...

سُخن این است کهما بی تونخواهیم حَیات..

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤گاهی بعضی آدم‌ها بدون اینکه بد...

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

dark life = 40

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

دختر و پارتی

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

قسمت یک

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط