×دیدم یجی از حموم اومده و حوله دورشه داشتم میرفتم جلو که

×دیدم یجی از حموم اومده و حوله دورشه داشتم میرفتم جلو که دیدم تو اینه نگاهش بهم افتاد
+جیغغغغغغغغغ بروووووو بیرونننننننننن
×نیشخندی زد و گفت دوست دارم زن ایندمو ببینم
+زن اینده؟؟؟
×اره
+اوه بیخیال
×خب می خوای نشونت بدم
+نگاه کن چجوری پیچوند برو بیرون
×باشه😈
+برووووو


ویو روز بعد بعد ناهار
+بچه ها من می خوام برم بیرون
×زود برگرد
+باشه خداحافظ

ویو یجی
+رفتم توی جنگل همینطوری میگشتم که دیدم صدای تیر میاد راستش من از صدا های بلند خوشم میاد بخاطر همین نتزسیدم و به راهم ادامه دادم دیدم یه مرد اومد جلو
!خوشگله سواری ساعتی چند
+برو گمشو مرتیکه روانی
!زبونتو باید بشورم
+برو گمشو


و درگیر شدن مرده یجی رو یه کم کتک زد بعد داشت یقشو باز میکرد که یجی زد وسط پاش و فرار کرد و تا میتونست دویید با موهایی ژولیده و یقه ای پاره و صورتی زخمی و خاک و گلی
+درو باز کنید لطفاً خواهش میکنم
-اومدم
+بیهوش شد

ویو سوهیون
-درو باز کردم دیدم یجی موهاش بهم ریخته و صورتش زخمه و یقش پاره شده و گل گلیه تا دیدم بیهوش شد براید بغلش کردم که دیدم همه نگران اومدن پیشم
×چیشده
&یجی یجی تو رو خدا چشامات رو باز کن
×چه اتفاقی افتاده براش
هوپی:وای وای ببرش دیگه
یری:راست میگه منتظره دعوت نامه ای
جویی:یجی عزیزم چشمات رو باز کن

ویو تو اتاق
&همه برید بیرون یری و جویی کمکم کنید لباساش رو عوض کنیم
(علامت هوپی/ علامت جین٫ علامت یری = علامت جویی÷ )
=خب تموم شد جینییی
٫چیشد تموم شد
=اره به شپگا بگو بیاد زخماش رو‌ پانسمان کنه به هر حال دوست پسرشه
٫باشه
٫شوگاااااا
×چیشد
٫برو پیش یجی
×باشه
-منم میام
&بزار تنها باشم
×ممنون
-برو پیشش


ویو شوگا
×رفتم داخل اتاقش عین زیبا خفته خواب بود رفتم دیدم گوشیش رو میزشه داره ضبط میکنه برشداشتم نگاش کردم اون فیلمه رو دیدم یجی دلشت کتک می خورد اون مرده هم میزدش داشت یقشو باز میکرد که یجی زد تو تخماش(شوگا فحش زیاد میده )و فرار کرد و تموم
+ش...ش....شو...شوگا
×جانم عشقم
+ش..شوگا بدنم درد میکنه
×تموم میشه

داشتن حرف میزدن که .....
دیدگاه ها (۰)

عشق خیانت انتقام

پارت ۹ ببخشید دیر شد

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

سرنوشت(ویو رایا)نمی‌دونستم چند ساعت گذشته.دیگه حتی توان گریه...

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

پارت ۸ رمان. (ازدواج اجباری) داشتم میرفتم سمت خونه که تلفنم...

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت 2ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط