ای که از عشق تو آغاز شده زاری دل
ای که از عشق تو آغاز شده زاری دل
گاه گاهی نظری کن به گرفتاری دل
ای طبیب, دل بیمار و پریشان حالم
از سر, لطف بیا گه به پرستاری دل
دارم از دیده ی خونبار، سپاس افزون
چون که با اشک کند همرهی و یاری دل
چون دل غمزده ام را نبود غمخواری
می خورد غم ز ترحم ، غم, غمخواری, دل
تو که دل را به نگاهی بربودی ز کفم
کاش می آمدی ای دوست به دلداری, دل
دل چنان سوخت که خاکستر او رفت به باد
به وفاداری, ما بین و وفاداری, دل...
گاه گاهی نظری کن به گرفتاری دل
ای طبیب, دل بیمار و پریشان حالم
از سر, لطف بیا گه به پرستاری دل
دارم از دیده ی خونبار، سپاس افزون
چون که با اشک کند همرهی و یاری دل
چون دل غمزده ام را نبود غمخواری
می خورد غم ز ترحم ، غم, غمخواری, دل
تو که دل را به نگاهی بربودی ز کفم
کاش می آمدی ای دوست به دلداری, دل
دل چنان سوخت که خاکستر او رفت به باد
به وفاداری, ما بین و وفاداری, دل...
- ۴.۷k
- ۲۸ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط