{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیدل و خسته درین شهرم و دلداری نیست

بیدل و خسته درین شهرم و دلداری نیست
غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست

شب به بالین من خسته ، بغیر از غم دوست
ز آشنایان کهن یار و پرستاری نیست

یارب این شهر چه شهریست که صد یوسف دل
به کلامی بفروشیم و خریداری نیست

فکر بهبود خود ای دل بکن از جای دگر
کاندرین شهر طبیب دل بیماری نیست
دیدگاه ها (۲)

بیدل و خسته در این شهرم و دلداری نیست غم دل با که توان گفت ک...

گیتارالکتریک & هنددرام

بی‌دل و خسته در این شهرم و دلداری نیست غمِ دل با که توان گفت...

بی‌دل و خسته در این شهرم و دلداری نیست غمِ دل با که توان گفت...

بیدل و خسته در این شهرم ودلداری نیستغم دل با که توان گفت که ...

بی‌دل و خسته در این شهرم و دلداری نیستغم دل با که توان گفت ک...

یارب این شهر چه شهریست که صد یوسف دل. به کلافی بفروشیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط