سناریو (درخواستی)
میشه یه سناریو بنویسی که بهشون میگیم بیا لینو رو اذیت کنیم چون اون منو اذیت کرد.(از لینو نمینویسم چون سناریو درمورد اونه)
بنگچان:اول بگو تو چیکارش کردی تا منم بیام کمکت . (پوکر)
ا.ت:یا بنگچان کاریش نداشتم(پررو)
بنگچان:ا.ت اصولا این موقع ها کرم از خودته(خنده)
ا.ت:فقط وقتی داشتم از پشتش رد میشدم یدونه زدم تو باسنش(سرشو انداخت پایین)
بنگچان: چون اینکارو کردی میام.
چانگبین:میشه بزاری اول غذامو بخورم (التماس کنان)
ا.ت:خدا هیچ بنی بشریو به تو محتاج نکنه . مردم دوستپسر دارن منم دوستپسر دارم .
چانگبین: غذامو بخورم میام . (رو حرف خودش هست)
ا.ت:چانگبیننننننننن(داد)
چانگبین:غلط کردم .
هیونجین:ا.ت من نمیخوام با لینو دربیفتم(گریه الکی)
ا.ت:منم کمکت میکنم خب . تروخدا(چشماتو مظلوم کردی).
هیونجین:اگه میخوای بعدش دیگه دوستپسر نداشته باشی و هیچوقت با هم بچه نداشته باشیمو ازدواج نکنیم میام .
ا.ت:😑😑😑
هان: نه.
ا.ت:چرا اونوقت؟
هان: از جونت سیر شدی؟
ا.ت:اون منو اذیت کرد .
هان:ببین یادبگیر وقتی لینو اذیت میکنه باید بگی دستت درد نکنه و جلوش خم شی(نصیحت وارانه)
ا.ت: ممنون با راهنماییت(پوکر فیس)
فیلیکس(رفت اب ریخت روس لینو الان کل اتاقو داره میدوعه)
فیلیکس:یا حضرت لینو .. بخدا ا.ت گفت .
ا.ت:نه اون گفت .
فیلیکس:نه اون گفت هیونگ.
لینو:میدونم با جفتتون چیکار کنم ..
سونگمین:(بجای اینکه تو به تون پیشنهاد بدی اون به تو پیشنهاد داده و الان جفتتون دستاتون بستس و رو مبل نشستین .
ا.ت:یه بار اومدم بهت خوبی کنم روی خوش نشون بدم ریدی .
سونگمین:ولی خیلی حال داد . (خنده)
(زل زدی بهش که دیگه نخندید .
ای ان: (زد به باسن لینو)
ای ان:بخدا ا.ت گفت منو با ا.ت در ننداز هیونگ تروخدااا
لینو:از اونجایی که ا.ت لنگه خودمه باشه .
ای ان:چه مهربون شدی .
لینو :ما اینیم دیگه.
درخواستی یکی از خوشگلا❤️❤️
بنگچان:اول بگو تو چیکارش کردی تا منم بیام کمکت . (پوکر)
ا.ت:یا بنگچان کاریش نداشتم(پررو)
بنگچان:ا.ت اصولا این موقع ها کرم از خودته(خنده)
ا.ت:فقط وقتی داشتم از پشتش رد میشدم یدونه زدم تو باسنش(سرشو انداخت پایین)
بنگچان: چون اینکارو کردی میام.
چانگبین:میشه بزاری اول غذامو بخورم (التماس کنان)
ا.ت:خدا هیچ بنی بشریو به تو محتاج نکنه . مردم دوستپسر دارن منم دوستپسر دارم .
چانگبین: غذامو بخورم میام . (رو حرف خودش هست)
ا.ت:چانگبیننننننننن(داد)
چانگبین:غلط کردم .
هیونجین:ا.ت من نمیخوام با لینو دربیفتم(گریه الکی)
ا.ت:منم کمکت میکنم خب . تروخدا(چشماتو مظلوم کردی).
هیونجین:اگه میخوای بعدش دیگه دوستپسر نداشته باشی و هیچوقت با هم بچه نداشته باشیمو ازدواج نکنیم میام .
ا.ت:😑😑😑
هان: نه.
ا.ت:چرا اونوقت؟
هان: از جونت سیر شدی؟
ا.ت:اون منو اذیت کرد .
هان:ببین یادبگیر وقتی لینو اذیت میکنه باید بگی دستت درد نکنه و جلوش خم شی(نصیحت وارانه)
ا.ت: ممنون با راهنماییت(پوکر فیس)
فیلیکس(رفت اب ریخت روس لینو الان کل اتاقو داره میدوعه)
فیلیکس:یا حضرت لینو .. بخدا ا.ت گفت .
ا.ت:نه اون گفت .
فیلیکس:نه اون گفت هیونگ.
لینو:میدونم با جفتتون چیکار کنم ..
سونگمین:(بجای اینکه تو به تون پیشنهاد بدی اون به تو پیشنهاد داده و الان جفتتون دستاتون بستس و رو مبل نشستین .
ا.ت:یه بار اومدم بهت خوبی کنم روی خوش نشون بدم ریدی .
سونگمین:ولی خیلی حال داد . (خنده)
(زل زدی بهش که دیگه نخندید .
ای ان: (زد به باسن لینو)
ای ان:بخدا ا.ت گفت منو با ا.ت در ننداز هیونگ تروخدااا
لینو:از اونجایی که ا.ت لنگه خودمه باشه .
ای ان:چه مهربون شدی .
لینو :ما اینیم دیگه.
درخواستی یکی از خوشگلا❤️❤️
- ۱۰.۴k
- ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط