سناریو سانزو پارت 1
سلاممممممم اومدم با سناریو سانزو
#درخواستی
#هاروچیو_سانزو
#چند پارتی
پارت 1
تو توی بیمارستان کاری میکردی و ۱۸-۱۹ سالت بود و سانزو اینجا ۲۰ سالش بود و اسم تو ا/ت عه( اگه نمیدونی ا/ت یعنی چی ، باید بگم که ا/ت توی داستان ها و سناریو هایی استفاده میشه که اسم خودتو جای کلمه ا/ت بزاری)
ویو نویسنده:ساعت حدود ۱۰ شب بود و داشتی از کوچه رد میدشی و از سر کار برگشته بودی و داشتی میرفتی خونه که برف شروع کرد به باریدن و وقتی دیدی ذوق کردی و داشتی بدو بدو میکردی که محکم خوردی به یه مرده و افتادی زمین و سرمو اوردی بالا و دیدی یه پسر با موهای صورتی روشن بلند و چشمای ابی روشن که کت و شلوار تنشه و ماسک مشکی رو صورتشه .
ا/ت با دستپاچگی و خجالت کیوت میگه: اوه...شرمنده نمیخواستم بخورم بهتون .
سانزو خم میشه که صورتش هم قد صورت ا/ت بشه و میگه: چه دختر قشنگی.
ا/ت سرخ و کیوت تر میشه و میگه: م.ممنون......نظر لطفتونه.
و ا/ت بلند میشه که بره که سانزو میگیرتش و در گوشش میگه: اسمت چیه بچه؟.
ا/ت میگه: ا.اسم من؟.......ا/ت.
سانزو میگه: منو هاروچیو ام.....برف قشنگیه مگه نه؟.
ا/ت با خجالت میگه: اره.... میشه منو ول کنی برم؟
سانزو میگه: نه.....تو خیلی خوشگلی....دلم میخواد بیشتر بشناسمت.
و ات رو میندازه رو شونش و میره سمت ماشینش و میبره تو ماشینش و میره سمت خونش و ا/ت تو راه همش میخواست یجوری فرار کنه ولی فایده نداشت.
سانزو جوری که ا/ت نفهمه ، اروم دستشو میبره لای موهای سفید بلند و نرم ا/ت و یهو ماشین رو نگه میداره و ترمز میزنه و ا/ت رو بلند میکنه و میشونه رو پاش رو به خودش و میگه: میخوام مال من بشی.
و سانزو به چشمای صورتی درشت بامزه مظلوم ات نگاه میکنه و میگه: تو واقعا خوشگلی.
ا/ت سرخ میشه و خیلی کیوت میشه و میگه...
پایان پارت 1
پارت بعد رو زود میزارم🎀🥺اگه میشه لایک کن🩵
#درخواستی
#هاروچیو_سانزو
#چند پارتی
پارت 1
تو توی بیمارستان کاری میکردی و ۱۸-۱۹ سالت بود و سانزو اینجا ۲۰ سالش بود و اسم تو ا/ت عه( اگه نمیدونی ا/ت یعنی چی ، باید بگم که ا/ت توی داستان ها و سناریو هایی استفاده میشه که اسم خودتو جای کلمه ا/ت بزاری)
ویو نویسنده:ساعت حدود ۱۰ شب بود و داشتی از کوچه رد میدشی و از سر کار برگشته بودی و داشتی میرفتی خونه که برف شروع کرد به باریدن و وقتی دیدی ذوق کردی و داشتی بدو بدو میکردی که محکم خوردی به یه مرده و افتادی زمین و سرمو اوردی بالا و دیدی یه پسر با موهای صورتی روشن بلند و چشمای ابی روشن که کت و شلوار تنشه و ماسک مشکی رو صورتشه .
ا/ت با دستپاچگی و خجالت کیوت میگه: اوه...شرمنده نمیخواستم بخورم بهتون .
سانزو خم میشه که صورتش هم قد صورت ا/ت بشه و میگه: چه دختر قشنگی.
ا/ت سرخ و کیوت تر میشه و میگه: م.ممنون......نظر لطفتونه.
و ا/ت بلند میشه که بره که سانزو میگیرتش و در گوشش میگه: اسمت چیه بچه؟.
ا/ت میگه: ا.اسم من؟.......ا/ت.
سانزو میگه: منو هاروچیو ام.....برف قشنگیه مگه نه؟.
ا/ت با خجالت میگه: اره.... میشه منو ول کنی برم؟
سانزو میگه: نه.....تو خیلی خوشگلی....دلم میخواد بیشتر بشناسمت.
و ات رو میندازه رو شونش و میره سمت ماشینش و میبره تو ماشینش و میره سمت خونش و ا/ت تو راه همش میخواست یجوری فرار کنه ولی فایده نداشت.
سانزو جوری که ا/ت نفهمه ، اروم دستشو میبره لای موهای سفید بلند و نرم ا/ت و یهو ماشین رو نگه میداره و ترمز میزنه و ا/ت رو بلند میکنه و میشونه رو پاش رو به خودش و میگه: میخوام مال من بشی.
و سانزو به چشمای صورتی درشت بامزه مظلوم ات نگاه میکنه و میگه: تو واقعا خوشگلی.
ا/ت سرخ میشه و خیلی کیوت میشه و میگه...
پایان پارت 1
پارت بعد رو زود میزارم🎀🥺اگه میشه لایک کن🩵
- ۱۰.۸k
- ۰۷ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط