تو مرخص شدی رفتین بالا اون گفت که برو تکالیفاتو بیار بریم

تو مرخص شدی رفتین بالا اون گفت که برو تکالیفاتو بیار بریم کتابخانه طبقه دوم حلشون کنیم تو رفتی داخل اتاقت و تکالیفتو آوردی با یک مقدار پول تو پولاتو گذاشتی تو جیبیت اما وقتی داشتین می‌رفتین یک دختر که روبه روی اتاق شما بود پولاتو از جیبت دزدید . آسانسور و زدی و رسیدین طبقه دوم تو به کراشت گفتی تو برو تو کتابخانه تامن یه قهوه سفارش بدم اون رفت و نشت روی یه میزی که نزدیک در بود ، تو دستت رو کردی داخل جیبت و دیدی ذ و تکالیفتو برداشت و دستتو گرفت و کشوندت بدو بدو دوییدین سمت آسانسور رفتین بالا همه جارو گشتین حتی حیاط اما نبود،که نبود زنگ کلاس خورد و رفتین سر کلاس تو هنوز قهوهتو نخورده بودی و معلم بهت گیر داد....‌.‌‌.....

بقیش پارت بعد
دیدگاه ها (۱)

مامان من کیه؟ پارت:16*وقتی بیدار شدم،دیگه توی بغل سولی نبودم...

تیکتاکر قاتل

وقتی استادت بود...________۲/۳ویو ا.توارد کلاس شدم منتظر بودی...

"Paradise in your hug"

فسقلی من

×قسمت دو×پارت یکمنم اصلا به فاطی توجه نمیکردماز خیابون گذشتی...

رمان { برادر ناتنی } پارت ۱۳

وقتی دوست باباته و عاشق هم میشین(درخواستی)

رمان شخص سوم پارت ۱۱

پارت ۱ عشق پایان ناپذیر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط