فسقلی من
پارت ۱
وای که چقدر سخته داخل شرکت کار کنی هوففف. رفتم و یه قهوه گرفتم و توی راهبه یکی بر خورد کردم و تمام قهوه ریخت روی لباسم
+اون چشای کورتو وا کن دراز!
_میدونی لباس چند میلیون وونی رو به گوه کشیدی؟
+ببین یه کلمه دیگه حرف بزنی خمین لیوانو میکنم تو حلقت..آیشش الان چیکار کنم؟
دستشو کرد توی جیبش و یه اسکناس پول درآورد و داد گرفت جلوم
_بگیر پول لباست!
+نداشته پول که نیستم! بذار تو جیبت دراز!
_چقدر لجبازی خانم کوچولو!
+من کوچولو نیستم!حواستو جمع کن چقدر کلمه از دهنت بیرون میاد!
با عصبانیت رفتم سمت ماشینم و سوار شدم . دیدم یونا داره زنگ میزنه گذاشتمش روی اسپیکر ماشین
+الو!
&ا.تتتت داری دیر میکنی بدووو
+باید چند دقیقه وایسی چون یه مردک دراز بهم خورد و تمام قهوه ریخت رو لباسم!
&سریععععع
و بعد قطع کردم و گازشو گرفتم و رسیدم به خونم تا رسیدم خونه مامانم زنگ زد برداشتم
+الو مامان جونم؟
÷ا.ت چرا نمیای سر بزنی بهم،
+مامان خدایی الان زنگ زدی اینو بگی؟ بعدا زنگ میزنم بای
بدو بدو رفتم سمت اتاقم لباسامو عوض کردم و رفتم توی ماشین که بابام زنگ زد.هوففف امروز خیلی کاری شده!
+الو بابا
=ا.تتتت بدووو دیر شد مهمون داریممم
+دو دقیقه دیگه!
با تمام سرعت روندم و رسیدم به شرکت. قدمامو تند تر کردم تا رسیدم به آسانسور و بعد دکمه طبقه ای که دفتر بابام هست رو زدم . طولی نکشید که رسید و بدو بدو رفتم سمت دفتر. یه نفس عمیق کشیدم و رفتم داخل . با صحنه ای که دیدم خشکم زد
+تو!
_تو! * همزمان گفتن*
=شما همو میشناسید!؟
+آره بابا این همون مردک درازیه که صبح باعث شد دیر کنم!
_من؟ من که پولشم دادم! خیلی لجبازی خانم رئیس!
+یه کلمه دیگه حرف بزنی..
=بسهههه..تهیونگ و ا.ت آنقدر کلکل نکنید ! من برای کار گفتم بیاید
+هوففف..چقدر زندگی عالیه ! بابا نگو مه قراره باهاش کار کنم که دیوونه میشم
_دیوونه جذابیتم؟
+ببند!
_باشه بابا آنقدر خشونت نیاز نیست..
=تهیونگ پسر یکی از دوستای منه و میخوایم سر یه پروژه طراحی کار کنیم که هم جسور باشه هم خلاق
+خب من خلاقم جسورم روش!
=ا.ت! یه لحظه حرف نزن!
_راست میگه خانم رئیس دو دقیقه پاچه نگیری چیزی نمیشه!
+هوفففف باشه گوش میدم
=تهیونگ هم قراره کارای شرکت هارو انجام بده
+تموم شد؟ خیلی تاثیر گذار بود همین الانم کلی از وقتم تلف شد من میرم
از دفتر زدم بیرون ولی اون تهیونگ .. تهیونگ هوففففف خیلی با آرامش داشت پشت سرم میومد دستاش توی جیبش بود داد زدم
+آقای کیممم دنبال من نیااا
_کی گفته دارم دنبال تو میام خانم رئیس کوچولو دارم میرم دفتر کارم
وای که چقدر سخته داخل شرکت کار کنی هوففف. رفتم و یه قهوه گرفتم و توی راهبه یکی بر خورد کردم و تمام قهوه ریخت روی لباسم
+اون چشای کورتو وا کن دراز!
_میدونی لباس چند میلیون وونی رو به گوه کشیدی؟
+ببین یه کلمه دیگه حرف بزنی خمین لیوانو میکنم تو حلقت..آیشش الان چیکار کنم؟
دستشو کرد توی جیبش و یه اسکناس پول درآورد و داد گرفت جلوم
_بگیر پول لباست!
+نداشته پول که نیستم! بذار تو جیبت دراز!
_چقدر لجبازی خانم کوچولو!
+من کوچولو نیستم!حواستو جمع کن چقدر کلمه از دهنت بیرون میاد!
با عصبانیت رفتم سمت ماشینم و سوار شدم . دیدم یونا داره زنگ میزنه گذاشتمش روی اسپیکر ماشین
+الو!
&ا.تتتت داری دیر میکنی بدووو
+باید چند دقیقه وایسی چون یه مردک دراز بهم خورد و تمام قهوه ریخت رو لباسم!
&سریععععع
و بعد قطع کردم و گازشو گرفتم و رسیدم به خونم تا رسیدم خونه مامانم زنگ زد برداشتم
+الو مامان جونم؟
÷ا.ت چرا نمیای سر بزنی بهم،
+مامان خدایی الان زنگ زدی اینو بگی؟ بعدا زنگ میزنم بای
بدو بدو رفتم سمت اتاقم لباسامو عوض کردم و رفتم توی ماشین که بابام زنگ زد.هوففف امروز خیلی کاری شده!
+الو بابا
=ا.تتتت بدووو دیر شد مهمون داریممم
+دو دقیقه دیگه!
با تمام سرعت روندم و رسیدم به شرکت. قدمامو تند تر کردم تا رسیدم به آسانسور و بعد دکمه طبقه ای که دفتر بابام هست رو زدم . طولی نکشید که رسید و بدو بدو رفتم سمت دفتر. یه نفس عمیق کشیدم و رفتم داخل . با صحنه ای که دیدم خشکم زد
+تو!
_تو! * همزمان گفتن*
=شما همو میشناسید!؟
+آره بابا این همون مردک درازیه که صبح باعث شد دیر کنم!
_من؟ من که پولشم دادم! خیلی لجبازی خانم رئیس!
+یه کلمه دیگه حرف بزنی..
=بسهههه..تهیونگ و ا.ت آنقدر کلکل نکنید ! من برای کار گفتم بیاید
+هوففف..چقدر زندگی عالیه ! بابا نگو مه قراره باهاش کار کنم که دیوونه میشم
_دیوونه جذابیتم؟
+ببند!
_باشه بابا آنقدر خشونت نیاز نیست..
=تهیونگ پسر یکی از دوستای منه و میخوایم سر یه پروژه طراحی کار کنیم که هم جسور باشه هم خلاق
+خب من خلاقم جسورم روش!
=ا.ت! یه لحظه حرف نزن!
_راست میگه خانم رئیس دو دقیقه پاچه نگیری چیزی نمیشه!
+هوفففف باشه گوش میدم
=تهیونگ هم قراره کارای شرکت هارو انجام بده
+تموم شد؟ خیلی تاثیر گذار بود همین الانم کلی از وقتم تلف شد من میرم
از دفتر زدم بیرون ولی اون تهیونگ .. تهیونگ هوففففف خیلی با آرامش داشت پشت سرم میومد دستاش توی جیبش بود داد زدم
+آقای کیممم دنبال من نیااا
_کی گفته دارم دنبال تو میام خانم رئیس کوچولو دارم میرم دفتر کارم
- ۱۹.۲k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط