مامان من کیه؟

مامان من کیه؟
پارت:16
*وقتی بیدار شدم،دیگه توی بغل سولی نبودم،روی مبل بودم و دستم خونی،کاش یک بار..فقط یک بار دیگه لوسی رو میدیدم..برام از بیمارستان پیام اومده..چییییی؟..هوسوک بیمارستانههههه؟بدو بدو رفتم بیمارستان،تا نیم ساعت داشتم میدوییدم،وقتی ازشون پرسیدم..*
یوری:ببخشید..اتاق 042 کجاست؟
پرستار:شما خانم کیم یوری هستید؟
یوری:بله..
پرستار:راستش،میدونم نباید اینجوری بگم..
یوری:فقط حرف بزنید..
پرستار:یکی دستگاه تنفسشون رو کشیده بود..ایشون دیشب فوت کردن..
یوری:با من شوخی نکن*یقه لباس پرستار رو میگیره*
پرستار:خانم کیم،متاسفم..ولی..خواستیم بیای..قبل از اینکه ایشون رو به سرد خونه منتقل کنیم اینجا باشید..اتاقشون همون قبلیه 042..طبقه دوم
*رفتم داخل اسانسور،طبقه دوم رو زدم،رفتم طبقه دوم و اتاق 042 رو پیدا کردم،وقتی رفتم داخل اتاق از ترس جیغ زدم*
هوسوک:چیه؟مگه جن دیدی؟
یوری:تـ..تو مـ..مردی
هوسوک:من حالا حالا ها نمیمیرم..
یوری:پس..پرستار چی گفت؟
هوسوک:هماهنگ کرده بودم..
یوری:خیلی بدی..
هوسوک:یوری..میخواستم بدونی که..سولی..سولی دوست تو نیست..
یوری:میدونم..دیشب بهم اعتراف کرد بعد خودشون کشت..
هوسوک:جـ..جدی میگی؟
یوری:اره..
هوسوک:و..فقط این نیست..*گوشی رو از جیبش در میاره،میده به یوری*داخل گالریش برو..
یوری:از خودت عکس گرفتی؟
هوسوک:یوری..
یوری:باشه..
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱۳)

intertwined fate of two enemies-part 21

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

دو تا دست اومد روی چشمامبا صدایی که معلوم بود تغییر کرده گفت...

ترکم نکن

the missing link part²⁴جلوتر رفتم قلبم با شتابی دو برابر خون...

عشق خیانت انتقام

پارت ۹عشق یا حسرتپرستار :جناب جئون خانم کیم حالشون خوبه(بچه ...

رمان آیدل پارت ۴ فلش بک به صبح: با صدای مامانم که داشت سرم د...

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•• #گوسفند_منه🐏🌼 •• #Part_3_عه مینجی، اینجا چیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط