خود من در خود من در خود من زندانی است
خود من در خود من در خود من زندانی است
حال من حالت یک برکه ولی طوفانی ست
سینه ام داغ چنان قلب کویری بی آب
چشم من خیس تر از ابر سیه، بارانی ست
صورتت ماه ترین ماه جهان است مرا
وخانه تاریک دلم، در پی این نورانی ست
دوری از دست من و دور سرت می گردم
وصف این حال دلم، آنچه خودت می دانی ست
عشق تو در دل من آتش افکنده ولی...
سینه، آتشکده ی عشق تو، در پنهانی ست
"انفرادی شده سلول به سلول تنم
خود من در خود من در خود من زندانی است "
حال من حالت یک برکه ولی طوفانی ست
سینه ام داغ چنان قلب کویری بی آب
چشم من خیس تر از ابر سیه، بارانی ست
صورتت ماه ترین ماه جهان است مرا
وخانه تاریک دلم، در پی این نورانی ست
دوری از دست من و دور سرت می گردم
وصف این حال دلم، آنچه خودت می دانی ست
عشق تو در دل من آتش افکنده ولی...
سینه، آتشکده ی عشق تو، در پنهانی ست
"انفرادی شده سلول به سلول تنم
خود من در خود من در خود من زندانی است "
- ۲.۰k
- ۱۸ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط