{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت پرچینت اگر بزم، اگر مھمانی ست

پشت پرچینت اگر بزم، اگر مھمانی ست
پشت پرچین من این سو ھمه اش ویرانی ست

انفرادی شده سلول به سلول تنم
خود من در خود من در خود من زندانی ست

دست ھای تو کجایند که آزاد شوم؟
ھیچ جایی به جز آغوش تو دیگر جا نیست

ابرھا طرحی از اندام تو را می سازند
که چنین آب و ھوای غزلم بارانی ست

شعر آنی ست که دور لب تو می گردد
شاعری لذت خوبی ست که در لب خوانی ست

دوستت دارم اگر عشق به آن سختی ھاست
دوستم داشته باش عشق به این آسانی ست!
دیدگاه ها (۲)

NH پشت پرچینت اگر بزم، اگر مهمانی ست پشت پرچین من این سو همه...

پشت پرچینت اگر بزم، اگر مهمانی ستپشت پرچین من این سو همه اش ...

پشت پـــرچیـنـت اگر بــزم ، اگـــر مهمانی ستپشت پرچین من این...

پشت پرچینت اگر بزم، اگر مهمانی ستپشت پرچین من این سو همه اش ...

پشت پرچینت اگر بزم، اگر مهمانی ستپشت پرچین من این سو همه اش ...

پشت پرچینت اگر بزم، اگر مهمانی ست پشت پرچین من این سو همه اش...

بوسه اجباری

پشت پرچینت اگر بزم ، اگر مهمانیستپشت پرچین من این سو همه اش ...

#عاشقانه#شعر#کافه_راضیهپشت پرچینت اگر بزم، اگر مهمانی‌ست...پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط