{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت پـــرچیـنـت اگر بــزم ، اگـــر مهمانی ست

پشت پـــرچیـنـت اگر بــزم ، اگـــر مهمانی ست

پشت پرچین من این سـو همه اش ویرانی ست

انـفــــرادی شـده سـلـول بــــه ســلـــول تـنــــم

خــود مـن در خـود من در خود من زندانی ست

دست های تــــــو کجایـنـــد کـــه آزاد شـــــوم ؟

هیچ جایی به جــز آغــوش تـو دیگر جا نیست

ابــــــرها طــرحـی از انــدام تـــو را می سازند

کــه چنـیــن آب و هـــوای غــزلــم بـارانی ست

شـعــر ، آنــی ست کــه دور لـب تــــو می گردد

شاعری لذت خوبی ست که در لب خوانی ست

دوستت دارم اگـر عـشـق بــه آن سختـی هاست

دوستـــم داشتـه باش عشق به این آسانی ست !

«حسین جنت مکان»
دیدگاه ها (۲)

عشق بعضی وقتها از درد دوری بهتر استبی قرارم کرده و گفته صبور...

من هستم و بدون تو با گریه ها هنوزفکر تو تا همیشه ی دنیا و تا...

اما تو هم ، یاد از صفای من نکردییاد از صفای بی ریای من نکردی...

می روی بعد تو پای سفرم می شکندمهره به مهره تمام کمرم می شکند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط