{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت پـــرچیـنـت اگر بــزم ، اگـــر مهمانی ست

پشت پـــرچیـنـت اگر بــزم ، اگـــر مهمانی ست

پشت پرچین من این سـو همه اش ویرانی ست

انـفــــرادی شـده سـلـول بــــه ســلـــول تـنــــم

خــود مـن در خـود من در خود من زندانی ست

دست های تــــــو کجایـنـــد کـــه آزاد شـــــوم ؟

هیچ جایی به جــز آغــوش تـو دیگر جا نیست

ابــــــرها طــرحـی از انــدام تـــو را می سازند

کــه چنـیــن آب و هـــوای غــزلــم بـارانی ست

شـعــر ، آنــی ست کــه دور لـب تــــو می گردد

شاعری لذت خوبی ست که در لب خوانی ست

دوستت دارم اگـر عـشـق بــه آن سختـی هاست

دوستـــم داشتـه باش عشق به این آسانی ست !

«حسین جنت مکان»
دیدگاه ها (۲)

سلام ...آدینتون بخیر ☺️شرابِ کهنه ی خود را من از دستِ تـو نو...

آن پیچکهای یاغی

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

سناریو اوبیکاکا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط