این تن که غسل می دهم اینجا، تن من است

این تن که غسل می دهم اینجا، تن من است
جان داده است، لحظه جان دادن من است
بی جوشن است گرچه ولی جوشن من است
این قدکمان که رفته ز دنیا زن من است
با حوصله بدون تماس است شستنش
اسماء ببین به روی لباس است شستنش
تا می خورم به زخم سرش می خورم زمین
دستش شکسته مثل پرش می خورم زمین
همراه جسم مختصرش می خورم زمین
از داغ حالت کمرش می خورم زمین
لاغر شده است حال تنش فرق کرده است
ماندم چرا لب و دهنش فرق کرده است
با اضطراب دست به زانوش می کشم
گاهش به روی گونه و ابروش می کشم
با چشم بسته دست به پهلوش می کشم
من هر چه می کشم سر بازوش می کشم
یک ضربه غلاف غرور مرا شکست
یک ضربه بود بازویش از چند جا شکست
از داغ یاس من دل هر خاک گریه کرد
تا خورد بر زمین در و دیوار گریه کرد
زد زیر گریه آتش و مسمار گریه کرد
یک بار نه، دو بار نه، صد بار گریه کرد
خاکسترم ولی ز وجودم گدازه ریخت
هی آب ریختم ز تنش خون تازه ریخت
گر چه شکسته بود، ولیکن بدن که داشت
گر چه شبانه، فرصت تشییع تن که داشت
زهرای من غریب شد، اما کفن که داشت
حتی اگر نبود کفن، پیرهن که داشت
داغ دل شکسته من این سخن شده
برعکس مادری پسرش بی کفن شده
دیدگاه ها (۱)

𝖕𝖆𝖗𝖙12سوهو همان شب دوباره سراغش آمد.مارال در اتاقش بود. داشت...

dark life = 33

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

**پارت ۷**چشم‌هات رو بستم و توی تاریکی زیرزمین داشتی از ترس ...

هرچی بیشتر به ساحل می‌رسید آروم تر میشد. چیزی تو این دختر بو...

واکس حتی به الستور نگاه هم نکرد. مستقیم رفت سمت لوسیفر. لوسی...

Part "69"☆ویو تهیونگ☆پشت میز چوبیِ غبارگرفته ایستادیم. کشوها...

چند پارتی

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

پات ۱۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط