ازش پرسیدم: دوست داره؟

ازش پرسیدم: دوست داره؟
یه آهی کشید و گفت: نمیدونم!
گفتم یعنی بعد این همه مدت هنوز نفهمیدی دوست داره یا نه؟
بغض کرد و اشک تو چشاش جم شد):
گفت: میدونی چیه؟!
-یه وقتایی انقد باهام خوب میشه که حس میکنم عاشقمی!
-یه وقتایی انقد عادی رفتار میکنه که حس میکنم فقط دوستشم!
-یه وقتاییم یه جوری رفتار میکنه که انگاری غریبم!
حالا تو بگو... دوسم داره؟
حرفی نداشتم جز اینکه بگم: واقعا نمیدونم)=
گفت: همش با خودم درگیرم که عشقشم، رفیقشم یا غریبم؟....(=

پ‌ن:گفتم برا امروز بسه ولی یادم اومد این مود ترین مود جهانه پس ... تحمل کنین🙃💔
دیدگاه ها (۱)

لانای زیبام،الان که دارم اینو مینویسم،به تمام خاطره هایی که ...

دیدی یه وقتایی میگی نمیدونم حکمت این اتفاق تو چیه!؟ پیشنهاد ...

و خداوند بهترین گزینه است برای پناه...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

I fell for my doctor-part 10

Chapter 13"*frozen*+ کی قراره بهم اجازه بدین دوباره بیام پیش...

سناریو(درخواستی یکی دیگه از فرشته ها)وقتی با هم رفیقیم و بهش...

پارت ۱۸

Part ²⁹ویو لیلیزود از اتاق زدم بیرون دلم میخواست هوا بخورم ا...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت ششم ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط