I fell for my doctor-part 10
چان:مینهو معمولا همون اول افراد اضافی رو حذف میکنه. اینکه تو هنوز زنده ای و نگهت داشته عجیبه.
فلیکس:ام میشه یه سوال بپرسم؟ چرا باید ایشون منو گروگان بگیرن به خاطر هیونجین؟ اخه من و اون که...
چان:باهم نیستید؟ اره خب ولی اصلا نفهمیدی هیونجین دوستت داره؟ و میخواسته بهت درخواست بده؟
جیس:دیدی بهت گفتم این یارو دنبالته
چان:فلیکس شی شانس اوردی که مینهو فقط زندانیت کرده که اینم حس میکنم به دوستت ربط داشته باشه.
فلیکس:دیروز خودشم همینو گفت. گفت به خاطر جیسونگ کاری بهم نداره
جیس:به خاطر من؟ وات د... چرا اخه؟
چان:شاید.. دوستت داره البته این یه احتمال با درصد وقوع خیلی خیلی پایینه
جیس:صد سال سیاه هم دلم نمیخواد با اون مردک رومخ برم تو رابطه ایششش
همینطور که داشتن صحبت میکردن گوشی چان زنگ خورد و خب کی میتونست باشه جز هیونجین که به خاطر ربوده شدن عشقش بی قرار بود.
چان:یه لحظه من برم گوشیمو جواب بدم.
چان چند قدمی از فلیکس و جیسونگ دور شد تا بتونه جواب تماس رو بده
چان:بله؟ بگو هیونجین
هیون:رفتی عمارت اون چیز
چان:عمارت پنیر؟ والا عمارت پنیر نرفتم اومدم عمارت برادرم مگه اینو نمیخواستی؟
هیون:بگو که فلیکس اونجاست و حالش خوبه لطفا
چان:اره مینهو فلیکس رو گرفته حالشم خوبه نگران نباش باهاش کاری نکرده
هیون:هوففف دارم میام اونجا.
چان:نیا هیونجین تو که میدونی مینهو از لحاظ سکیوریتی سد قوی ای داره اگر بخوای به زور بیای میمیری اخر
#استری_کیدز #فیکشن #سناریو #هیونلیکس #مینسونگ
فلیکس:ام میشه یه سوال بپرسم؟ چرا باید ایشون منو گروگان بگیرن به خاطر هیونجین؟ اخه من و اون که...
چان:باهم نیستید؟ اره خب ولی اصلا نفهمیدی هیونجین دوستت داره؟ و میخواسته بهت درخواست بده؟
جیس:دیدی بهت گفتم این یارو دنبالته
چان:فلیکس شی شانس اوردی که مینهو فقط زندانیت کرده که اینم حس میکنم به دوستت ربط داشته باشه.
فلیکس:دیروز خودشم همینو گفت. گفت به خاطر جیسونگ کاری بهم نداره
جیس:به خاطر من؟ وات د... چرا اخه؟
چان:شاید.. دوستت داره البته این یه احتمال با درصد وقوع خیلی خیلی پایینه
جیس:صد سال سیاه هم دلم نمیخواد با اون مردک رومخ برم تو رابطه ایششش
همینطور که داشتن صحبت میکردن گوشی چان زنگ خورد و خب کی میتونست باشه جز هیونجین که به خاطر ربوده شدن عشقش بی قرار بود.
چان:یه لحظه من برم گوشیمو جواب بدم.
چان چند قدمی از فلیکس و جیسونگ دور شد تا بتونه جواب تماس رو بده
چان:بله؟ بگو هیونجین
هیون:رفتی عمارت اون چیز
چان:عمارت پنیر؟ والا عمارت پنیر نرفتم اومدم عمارت برادرم مگه اینو نمیخواستی؟
هیون:بگو که فلیکس اونجاست و حالش خوبه لطفا
چان:اره مینهو فلیکس رو گرفته حالشم خوبه نگران نباش باهاش کاری نکرده
هیون:هوففف دارم میام اونجا.
چان:نیا هیونجین تو که میدونی مینهو از لحاظ سکیوریتی سد قوی ای داره اگر بخوای به زور بیای میمیری اخر
#استری_کیدز #فیکشن #سناریو #هیونلیکس #مینسونگ
- ۷.۸k
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط