{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جوانی که می‌توانست ستاره سینما شود، اما جهاد و مقاومت را

جوانی که می‌توانست ستاره سینما شود، اما جهاد و مقاومت را انتخاب کرد/ حضور مادر با لباس سفید در مراسم تشییع فرزندش + عکس و نماهنگاو یتیم زندگی کرد ولی به رغم یتیم بودنش شکسته قلب و شکسته دل نبود، بر عکس انسانی پاک، دوست داشتنی و دارای قلبی بزرگ بود، شاید اگر این راه را انتخاب نمی‌کرد زیبایی فوق‌العاده‌اش او را تبدیل به ستاره می‌کرد، مشهور می‌شد و مورد توجه همگان قرار می گرفت.

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ «علاء حسن نجمه» رزمنده جوان حزب‌الله طی عملیاتی در دفاع از مقدسات اسلامی در سوریه به شهادت رسید.

🔴 متن این نوشتار به شرح زیر است:

علاء نجمه، علاء عدلون، یا تراب الحسین، در شهر عدلون به دنیا آمد و در این شهر و شهر خرایب زندگی کرد. در این دو شهرِ مقاومت بود که او، عاشق جهاد و شهادت و جان نثاری در راه خدا شد.

او یتیم زندگی کرد ولی برغم یتیم بودنش شکسته قلب و شکسته دل نبود، بر عکس انسانی پاک، دوست داشتنی و دارای قلبی بزرگ بود، در دنیا با ایمان و امید زیست. دوستان زیادی داشت و نزد کسانی که می‌شناختند محبوب بود. حتی یکی از دوستانش می‌گفت که او روستایی از دوستان دارد (به معنای کثرت دوستان).

علاء، عکاسی، طراحی، بازیگری و کارگردانی را دوست داشت. شاید اگر این راه را انتخاب نمی‌کرد زیبایی فوق‌العاده‌اش او را تبدیل به ستاره می‌کرد، مشهور می‌شد و مورد توجه همگان، ولی "تراب الحسین" (خاک حسین) ـ که نام جهادی‌اش بود ـ راه آخرت، طریق جهاد و مقاومت را انتخاب و از گمراهی‌ها و زیبایی‌های دنیا دور شد.

او با اینکه سن و سال کمی داشت در جنگ قهرمان بود و مثل سایر برادران مجاهدش جان‌فشان، جان نثار، مؤمن و در کارها پیش قدم بود.

چند روز قبل از شهادتش در صفحه شخصی‌اش در فیسبوک عبارت ناراحت کننده‌ای نوشت: «اشک‌های جاری خود را آماده کنید». این جمله را درباره استقبال از عاشورای حسینی نگاشت و شاید برای آمادگی شهادت خود نوشته بود. او مجاهدی بود که جانش را آماده شهادت کرده بود.

امروز پس از رفتنش همه دوستانش آمدند. تصاویر او در همه شبکه‌های مجازی پخش شد و عبارات تبریک و تسلیت و ذکر خیر شهید و خاطرات دوستانش با او ....

#شـهید_حزب_الله_علاء_حسن_نجمه
#لبیـڪ_یا_زینب_س
دیدگاه ها (۱)

💠 غلبهٔ روایت زینبی (سلام الله علیها) بر روایت اموی از واقعه...

*🩷 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋اون شب، جیمین شمع‌ها رو فوت کرد.🎂و درست همون لحظ...

P : 28

P : 26

مهمونی پارت ۵۷

p : 1

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

سایه‌های کلاغپارت سی‌وششم | گناهی که مال او نبودشب...سکوت سن...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 25هوا تاریک شده بود و گروه دوباره به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط