{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my mafia part ¹⁷

my mafia part ¹⁷
نشستم...گهه یهو تندد داشتیم میرفتیم
ا/ت: واییییی چیکارنیکنی یکی میبینه(*خنده)
چان: مهم نیست..فقط تو مهمی
ا/ت: (*با این حرفش یجوری شدم
خیلی تند رفت ازلای مردم رد میشدیم)خیلییی حال میدهههه
چان:خنده*
رسیدیم دم صندق  که سریع اومدم بیرون
صندوقدار: وویی چه کاپل کیوتیی
ا/ت: کاپل نیستیم..
صندوقدار: او ببخشید خوراکیی هارو بزارید بالا حساب کنم...
حساب کرد اومدیم از فروشگاه بیرون
وسایلو گزاشتیم تو ماشین رفتیم سمت ساحل ۲۰ مین راه بود
رسیدیم
ا/ت: بیا یکم قدم بزنیم
چان: اوم باشه
خیلی هوا خوب بود
یکم راه رفتیم که گفتم: برو خوراکیارو بیار من همینجا میشینم
چان: رو شن؟
ا/ت: اره
ویو ته
لب ساحل بودم که یه دختررو از دور دیدم شبیه ا/ت بود میخواستم برم سمتش که یهو بنگچان اومد.اون اینجا چیکار میکنه... اون موقع مطمئن شدم که خودشه رفتم یجا قایم شدمو نگاشون کردم
ا/ت :منتظر چان بودم تا بیاد که یه پسره از دور دیدم خیلی شبیه ته بود ..شاید توهم زده بودم میخواستم پاشم برم پیشش که چان اومد....یکم خوراکی خوردیم
چان : میشه یچیزی بپرسم؟
ا/ت: اره بپرس
چان: الان کسی هس که عاشقش باشی..
ا/ت: نمیدونم عشق یا هوس یاشایدم یه چیز زود گذر..
چان:میتونی از روی احساساتت بفهمی.مثلا اگه میببنیش قلبت تند تند میزنه یا دوس داری همش به حرفاش گوش بدیو بهش خیره بشی یا وقتی یه دخترو بغلش میبینی عصبانی میشی...
ا/ت: من همه ی این احساس هارو دارم ینی عاشق ته شدم؟. نه نه همچین چیزی نیس (تودلش)
اومدم چیزی بگم که گوشیم زنگ خورد
___mobina__
م.ب: سلاممم کجایی
ا/ت: سلام لب ساحلم
م.ب: مرسی منم خوبم
ا/ت: ایشش حالا نگفتم خوبی.خوبی که داری باهام حرف میزنی دیگه
م.ب: باشه بیا منو بخور.تنهایی؟
ا/ت: نه با چانم
مبینا: اووو چه زود جورشدید که بهش میگی چااان
ا/ت: وای خفه شو
م.ب: بهت لازم دارممم باید بیای پیشم تولد هیونه میخوام برنامه بریزم
ا/ت: باشه کی بیام
م.ب:تا شب بیا
ا/ت: اوکی فعلا
م.ب: بای...
.........
چان: باید بری؟
ا/ت: اره دیگه غروبم دیدیم مرسی بابت امروز
چان: اوم خواهش میکنم بیا برسونمت
ا/ت: نه دیگه خودم‌میرم ماشینو از دم کافه برمیدارم میرم
چان: باشه پس فعلا
ا/ت: بایی
ته: داشت میرفت منم دنبالش رفتم زدم رو شونش...ا/ت
ا/ت: تو اینجا چیکار میکنی
ته: باید باهم حرف بزنیم
ا/ت: الان وقت ندارم
ته: لطفا.
ا/ت: ماشینمو باید برم بردارم
ته: میگم بیان برات بردارن الان هرجا بری من میرسونمت
ا/ت: با..شه
رفتیم سوار ماشین شدیم راه افتادیم
ته: کجا میخوای بری
ا/ت: خونه هیون
ته: باشه
ا/ت: خب چی میخوای بگی
ته: چرا با بنگچان بیرون بودی؟
دیدگاه ها (۱۴)

part. 24

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

سناریو بونتن پارت ۷

کوک : من...... من....... مننننا. ت : کوک آنقدر من من نکنکوک ...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

سناریو مایکیپارت۴ (اگه اشتباه نکنم)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط