برایش پشت چشم نازک کردم و با لحنی غرق ناز پاسخ دادم :«از

برایش پشت چشم نازک کردم و با لحنی غرق ناز پاسخ دادم :«از همون اول که گوشی زنگ خورد، فهمیدم تویی!» با شیطنت به میان حرفم آمد و گفت :«اما بعد گول خوردی!» و فرصت نداد از رکب #عاشقانه‌ای که خورده بودم دفاع کنم و دوباره با خنده سر به سرم گذاشت :«من همیشه تو رو گول می‌زنم! همون روز اولم گولت زدم که عاشقم شدی!» و همین حال و هوای عاشقی‌مان در گرمای #عراق، مثل شربت بود؛ شیرین و خنک!
💠 خبر داد سر کوچه رسیده و تا لحظاتی دیگر به خانه می آید که با دستپاچگی گوشی را قطع کردم تا برای دیدارش مهیا شوم.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
دیدگاه ها (۱)

پارت پنجم: پچ‌پچِ نجاتتاریکیِ اون اتاق، مثلِ یه هیولایِ بزرگ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

Part "67"☆ویو تهیونگ☆بعد از جلسه با جونگ‌کوک، تمام مسیر برگش...

THE HIDDEN LOVEفصل اول: «قرار نبود امشب بیای!»سئول، کره جنوب...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

پارت ۶۰

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط