همه چیز از سر ِ لب های تو آغاز شد و...
همه چیز از سر ِ لب های تو آغاز شد و...
کوچه ها رو به تماشایِ لبت باز شد و..
مُژه بر هم زدنت خون ِ مرا ریخته بود
دلم از شاخه یِ لب هایِ تو آویخته بود
گفتم از ساقه بچین.. یک شبه پرپر بشود
بهتراست تا که نصیب ِ لب ِ دیگر بشود ...
آمدی رویِ لبم سایه یِ اعجاز زدی
خَم شدی..مست شدی.. سیب ِ مرا گاز زدی
با لبت یک شبه کم بود قیامت بشود
شعرهایم همه از دَم ، قد و قامت بشود..
ناگهان کوچه به هم ریخت تلاطم شده بود
سیب ِ من کُنج ِ لبت بود.. ولی گم شده بود
بی خبر رفتی و از حادثه لبریز شدم
سر ِ لب هایِ تو با کوچه گلاویز شدم..
کوچه برداشت لبت را و.. زدید هر دو به چاک
« سیب ِ دندان زده از دست ِ تو افتاد به خاک..»
باز برگشته ای و کوچه ، جوابت کرده
ظاهراً دوری از این باغ ، خرابت کرده
لب ِ من - از تو چه پنهان - تن ِ آسیب نداشت
قبل ِ تو تجربه یِ باغ ِ پُر از سیب نداشت..
از همان روز که فهمیده تبانی شده است
سر ِ جریان ِ تو با کوچه روانی شده است...
باز کاری نکنی خاطره شک بردارد
چینیِ نازک ِ سهراب تَرَک بردارد
بگذار حجم ِ اتاقت پُر ِ آغوش شود
با لبت.. خاطره ی کوچه فراموش شود
من دلم از همه تنگ
کوچه ها رو به تماشایِ لبت باز شد و..
مُژه بر هم زدنت خون ِ مرا ریخته بود
دلم از شاخه یِ لب هایِ تو آویخته بود
گفتم از ساقه بچین.. یک شبه پرپر بشود
بهتراست تا که نصیب ِ لب ِ دیگر بشود ...
آمدی رویِ لبم سایه یِ اعجاز زدی
خَم شدی..مست شدی.. سیب ِ مرا گاز زدی
با لبت یک شبه کم بود قیامت بشود
شعرهایم همه از دَم ، قد و قامت بشود..
ناگهان کوچه به هم ریخت تلاطم شده بود
سیب ِ من کُنج ِ لبت بود.. ولی گم شده بود
بی خبر رفتی و از حادثه لبریز شدم
سر ِ لب هایِ تو با کوچه گلاویز شدم..
کوچه برداشت لبت را و.. زدید هر دو به چاک
« سیب ِ دندان زده از دست ِ تو افتاد به خاک..»
باز برگشته ای و کوچه ، جوابت کرده
ظاهراً دوری از این باغ ، خرابت کرده
لب ِ من - از تو چه پنهان - تن ِ آسیب نداشت
قبل ِ تو تجربه یِ باغ ِ پُر از سیب نداشت..
از همان روز که فهمیده تبانی شده است
سر ِ جریان ِ تو با کوچه روانی شده است...
باز کاری نکنی خاطره شک بردارد
چینیِ نازک ِ سهراب تَرَک بردارد
بگذار حجم ِ اتاقت پُر ِ آغوش شود
با لبت.. خاطره ی کوچه فراموش شود
من دلم از همه تنگ
- ۱.۳k
- ۲۱ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط