#یا_حضرت_مادر

#یا_حضرت_مادر

مگر ز اهل مدینه چه دیدی ای مادر
که دل ز زندگی خود بریدی ای مادر

چرا نماز شبت را نشسته میخوانی
چرا به فصل جوانی خمیدی ای مادر

#راستی_فاطمیه_نزدیک_است
دیدگاه ها (۱)

#حکایت_قدیمی پيرى در روستايى هرروز براى نماز صبح از منزل خار...

سلام مولاجانم......

از فاطمیه می‌توان قصه ای ساخت به نام : تنهایے علے ‘:)💔یازهــ...

شاهزاده» فصل اول: دختر گمشده... در دل جنگلی سرسبز و دورافتاد...

خَسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش اول)شاگردانی که ...

تک پارتی سینا ساعی وقتی

«ما رَأَیتُ إِلّا جَمیلاً» 🖤پس از عاشورا، حضرت زینب(س) را هم...

خسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش پایانی)

🥀🖤😭 مادر… ما رو روز محشر تنها نذاری! 😭🖤🥀💔🌹 مادر، به تپش‌های ...

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط