{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرگز کسی شبیه تو نامهربان نبود

هرگز کسی شبیه تو نامهربان نبود
هر چهار فصل زندگی ام جز خزان نبود
تقویم های کهنه ی خود را ورق زدم
آن مردِ توی آینه دیگر جوان نبود
پرواز ، آرزوی دلم بود و ای دریغ
دیگر برای پر زدنم آسمان نبود
فنجان و فال قهوه نفوس بدی زدند
در جام خاطرات تو جز شوکران نبود
دلگیرم از نحوست این واژه های شوم
صد حرف دل به سینه ولیکن دهان نبود
مهر تو از ازل به گِلِ من‌ سرشته شد
والله دل سپردن من ناگهان نبود
در چشم تو شبیه عزازیل گشته ام
هاروت های عشق تو کم در جهان نبود
ای زخمه یِ رها شده از ارغنون دل
جز مرگ ، داغِ هجرِ تو بر کَس عیان نبود
دیدگاه ها (۴)

من از قبیله ی غم ،  از تبار بارانماسیر جور خزان ، زاده ی بها...

بخوان ترانه ی یاران که حالِ دل فانی ستکه سهمِ اهلِ وفا ا...

بخوان ترانه ی یاران که حالِ دل فانی ستکه سهمِ اهلِ وفا ا...

بخوان ترانه ی یاران که حالِ دل فانی ستکه سهمِ اهلِ وفا ا...

دلت چه شد که از آن شور و اشتیاق افتاد ؟چه شد که بین تو و من ...

بخوان ترانه ی یاران که حالِ دل فانی ستکه سهمِ اهلِ وفا ا...

بخوان ترانه ی یاران که حالِ دل فانی ستکه سهمِ اهلِ وفا ا...

...تو نباشی دل من خسته درد است عزیزتن من بی‌تو پر از زخمه در...

خدايا بيدارم كناینروزها پرم از نقطه چینهای مبهمی که هیچکدامش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط