{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به سلامتی اون لامصبی که از زندگیم رفت ولی از دل لعنتیم نر

به سلامتی اون لامصبی که از زندگیم رفت ولی از دل لعنتیم نرفت... به سلامتی اشکام که تو خلوت میریزه که هر بی لیاقتی نبینتشون.... به سلامتی اونی که رویا بود...ارزوبود...بغض شد..درد شد... کابوس شد... به سلامتی خودم که توی پلک زدنام یاد ادمایی هستم که بد کردن باهام...
دیدگاه ها (۲)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 140♡⁠。⁠)⁩و سریع...

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

ادامه پارت ۲۱

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

مافیای من

My lovely neighbor part : ۵۴

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

به سلامتی اون لامصبی که از زندگیم رفت ولی از دل لعنتیم نرفت....

ب سلامتی اون لامصبی ک از زندگیم رفت ولی از دل لعنتیم نرفت.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط