{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به سلامتی اون لامصبی که از زندگیم رفت ولی از دل لعنتیم نر

به سلامتی اون لامصبی که از زندگیم رفت ولی از دل لعنتیم نرفت... به سلامتی اشکام که تو خلوت میریزه که هر بی لیاقتی نبینتشون.... به سلامتی اونی که رویا بود...ارزوبود...بغض شد..درد شد... کابوس شد... به سلامتی خودم که توی پلک زدنام یاد ادمایی هستم که بد کردن باهام...
دیدگاه ها (۲)

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

دیو و دلبر پارت ۵ رفت درو محکم بستم یه گوشه حمام کز کردم بدن...

مافیای من

My lovely neighbor part : ۵۴

My lovely neighbor part : ۷۶

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۱صدای بیرون کمتر شد...

به سلامتی اون لامصبی که از زندگیم رفت ولی از دل لعنتیم نرفت....

ب سلامتی اون لامصبی ک از زندگیم رفت ولی از دل لعنتیم نرفت.....

ب سلامتی اون لامصبی ک از زندگیم رفت ولی از دل لعنتیم نرفت.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط