قسمتی از نامه دختر شهید تهرانی مقدم به پدر بزرگوارشان :

قسمتی از نامه دختر شهید تهرانی مقدم به پدر بزرگوارشان :
((....امیدم این است که هر لحظه مرا می بینی و صدایت که می کنم، نشسته ای پیش من و گوش می دهی. برای هر کاری که می خواهم از تو اجازه بگیرم، منتظر نمی مانم که از ماموریت برگردی یا به چند نفر زنگ نمی زنم تا یکی گوشی موبایل را به تو برساند و من چند کلمه ای با تو حرف بزنم و کافی است که یک آن تو را صدا کنم، آن وقت لبخند روی صورت قشنگت را تصور می کنم و آرام می شوم. گاهی هم اخم می کنی فکر نکن نمی فهمم، می دانم مراقبم هستی. حتی پیش از آن وقت ها، حواست هست به رفتار مردم، حرف هایشان. تملق و ریا، به همه چیزهایی که یک عمر روی آنها حساس بودی و همه صفت هایی که نه من، بلکه هیچ کس در تو ندیده. آخر اگر بگویم من ندیده بودم که نمی شود. می دانی که من شاخص خوبی برای معرفی تو نیستم. فقط می دانم که تو در جنگ بودی و بعد از آن همیشه سرکار و به تو لقب پدر موشکی ایران دادند. فقط می دانم که نام و یادت لرزه به تن دشمنان اسلام می انداخت...))
#پارسایـــبیـــادعا
#طهرانی_مقدم
#تهرانی_مقدم
دیدگاه ها (۱)

چنان که زندگی روی خوش نشون نداد تصمیم گرفتم که دیگر با روی خ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

چند وقت پیش به جوان عزیزی گفتم که در جریان انتخاب همسر، بیشت...

میبخشی پارت ۳

شبها، هرچقدر به درد خوابـ نمی‌خورد، در عوض وقتـ خوبی استـ بر...

HATE TO LOVE⁵(ویو:رز)پادشاه:ببین رز...کشورمون بیشتر از هر چی...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦ _بخش اول_ حالا وقتش نیست که ب...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط