𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦
𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦
_بخش اول_
حالا وقتش نیست که ببینی چه نداری. ببین با آنچه داری چه کار میتوانی بکنی.
#پیرمرد_و_دریا
𖥔 ݁ ˖ִ ࣪⚝₊ ⊹˚𖥔 ݁ ˖ִ ࣪⚝₊ ⊹˚𖥔 ݁ ˖ִ ࣪⚝₊ ⊹˚
نیمه شب وقتی چشمهایم داشت سنگین میشد دیدم که سوروس بلند شد و رفت.برای اینکه معذب نباشم.و من با خیال راحت تا خود صبح خوابیدم.هرچند خوابیدن روی خاک اطراف زمین مبارزه کمی ناخوشایند است ولی من واقعاً خوب خوابیدم.این پایین آسمان را نمیبینیم پس منطقاً نمیدانم تا کی خوابیدم.وقتی بیدار میشوم و موهایم را بالای سرم میبندم سایه قدبلندی را روی زمین میبینم.برگشت.روبر میگردانم و لبخند میزنم"صبح بخیر شازده"
لبخندم را پاسخ میدهد"خوب خوابیدی؟"
سر تکان میدهم"خیلی خوب.واقعا خوب بود"
" خروجی آخر این راهه بعدش میرسیم به جنگل"
بلند میشوم و خودم را میتکانم وخاک را از لباسم پاک میکنم دستش را جلو میآورد آن را میگیرم تا از این زیرزمین لعنتی بیرون برویم.به انتهای راه میرسیم؛یک دریچه کوچک دیگر میبینیم اما این بار روی دیوار است.اما دریچه به جنگل باز نمیشود.به یک دالان بلند آزمایشگاه مانند باز میشود.دیوار های سبزآبی روشن و کف شطرنجی و لامپ های مهتابی به تعداد خیلی زیاد.ظروف آزمایشگاهی و مواد شیمیایی روی قفسه های روی دیوار چیده شده اند و یک میز بلند به طول دالان وسط سالن قرار گرفته.نمیدانم اینجا قرار است چه اتفاقی بیفتد ولی میدانم که از آن خوشم نمیآید.
"اینجا راست کار خودته شازده"
همانطور که اطراف را بررسی میکند میگوید"اگه بدونم باید چکار کنم"
وسط میز آزمایشگاه یک دکمه زرد میبینممیز پهن است و از روی زمین دستم به آن نمیرسد روی میز میروم و رویش میایستم سوروس حواسش نیست به سمت دکمه حرکت میکنم و وقتی به آن میرسم پایم را روی آن نگه میدارم"بنظرت چی میشه اگه اینو فشار بدم؟"
به سمتم برمیگردد"ری ما نمیدونیم اون چیه!حداقل اول کاری نه."
پایم را نزدیک تر میبرم"باید یه دلیلی داشته باشه که اینجا گذاشتنش"
به سمتم میآید"ری لطفا... بیا پایین باشه؟اگه میخوای از پایین فشارش میدیم..."
پایم را محکم روی دکمه فشار میدهم سوروس کمی دیگر نزدیک میآید ولی بعد صدایی توی سالن میپیچد"به دالان عناصر خوش اومدید.دو مرحله قبلی رو با موفقیت پشت سر گذاشتید و با نبوغ و شایستگی به اینجا رسیدید.تیم جنبش مفتخره که این پیروزی رو به شما تبریک بگه.شما در مرحله سوم مامورید که پنج ترکیب شیمیایی ابداع کنید.قبلاً بارها اینکار رو انجام دادید اما چیزی که این آزمون رو متمایز میکنه اینه که تمام ترکیب ها باید خواص مخرب داشته باشن.و این خواص مخرب فقط باید بر روی انسان های بالغ اثر بگذاره و بر روی طبیعت حیوانات و بچه ها بی اثر باشه.کار گروهی مجازه و برای هر ترکیب فقط بیست دقیقه وقت دارید."
_بخش اول_
حالا وقتش نیست که ببینی چه نداری. ببین با آنچه داری چه کار میتوانی بکنی.
#پیرمرد_و_دریا
𖥔 ݁ ˖ִ ࣪⚝₊ ⊹˚𖥔 ݁ ˖ִ ࣪⚝₊ ⊹˚𖥔 ݁ ˖ִ ࣪⚝₊ ⊹˚
نیمه شب وقتی چشمهایم داشت سنگین میشد دیدم که سوروس بلند شد و رفت.برای اینکه معذب نباشم.و من با خیال راحت تا خود صبح خوابیدم.هرچند خوابیدن روی خاک اطراف زمین مبارزه کمی ناخوشایند است ولی من واقعاً خوب خوابیدم.این پایین آسمان را نمیبینیم پس منطقاً نمیدانم تا کی خوابیدم.وقتی بیدار میشوم و موهایم را بالای سرم میبندم سایه قدبلندی را روی زمین میبینم.برگشت.روبر میگردانم و لبخند میزنم"صبح بخیر شازده"
لبخندم را پاسخ میدهد"خوب خوابیدی؟"
سر تکان میدهم"خیلی خوب.واقعا خوب بود"
" خروجی آخر این راهه بعدش میرسیم به جنگل"
بلند میشوم و خودم را میتکانم وخاک را از لباسم پاک میکنم دستش را جلو میآورد آن را میگیرم تا از این زیرزمین لعنتی بیرون برویم.به انتهای راه میرسیم؛یک دریچه کوچک دیگر میبینیم اما این بار روی دیوار است.اما دریچه به جنگل باز نمیشود.به یک دالان بلند آزمایشگاه مانند باز میشود.دیوار های سبزآبی روشن و کف شطرنجی و لامپ های مهتابی به تعداد خیلی زیاد.ظروف آزمایشگاهی و مواد شیمیایی روی قفسه های روی دیوار چیده شده اند و یک میز بلند به طول دالان وسط سالن قرار گرفته.نمیدانم اینجا قرار است چه اتفاقی بیفتد ولی میدانم که از آن خوشم نمیآید.
"اینجا راست کار خودته شازده"
همانطور که اطراف را بررسی میکند میگوید"اگه بدونم باید چکار کنم"
وسط میز آزمایشگاه یک دکمه زرد میبینممیز پهن است و از روی زمین دستم به آن نمیرسد روی میز میروم و رویش میایستم سوروس حواسش نیست به سمت دکمه حرکت میکنم و وقتی به آن میرسم پایم را روی آن نگه میدارم"بنظرت چی میشه اگه اینو فشار بدم؟"
به سمتم برمیگردد"ری ما نمیدونیم اون چیه!حداقل اول کاری نه."
پایم را نزدیک تر میبرم"باید یه دلیلی داشته باشه که اینجا گذاشتنش"
به سمتم میآید"ری لطفا... بیا پایین باشه؟اگه میخوای از پایین فشارش میدیم..."
پایم را محکم روی دکمه فشار میدهم سوروس کمی دیگر نزدیک میآید ولی بعد صدایی توی سالن میپیچد"به دالان عناصر خوش اومدید.دو مرحله قبلی رو با موفقیت پشت سر گذاشتید و با نبوغ و شایستگی به اینجا رسیدید.تیم جنبش مفتخره که این پیروزی رو به شما تبریک بگه.شما در مرحله سوم مامورید که پنج ترکیب شیمیایی ابداع کنید.قبلاً بارها اینکار رو انجام دادید اما چیزی که این آزمون رو متمایز میکنه اینه که تمام ترکیب ها باید خواص مخرب داشته باشن.و این خواص مخرب فقط باید بر روی انسان های بالغ اثر بگذاره و بر روی طبیعت حیوانات و بچه ها بی اثر باشه.کار گروهی مجازه و برای هر ترکیب فقط بیست دقیقه وقت دارید."
- ۷۳
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط