آه دوباره همان چشمها
آه دوباره همان چشمها
که زمانی مرا چنان عاشقانه سلام میداد
و دوباره همان لبها
که زندگیام را شیرین میکرد
و دوباره همان صدا
صدایی که زمانی چنان مشتاقانه میشنیدمش
فقط من همان نیستم که بودم
به خانه بازگشتهام اما دگرگون
از بازوان سفید و زیبایش
که سفت و عاشقانه به دورم میپیچید
به قلبش رسیدهام
به احساسات راکد و بیحوصله.
وصی پور
که زمانی مرا چنان عاشقانه سلام میداد
و دوباره همان لبها
که زندگیام را شیرین میکرد
و دوباره همان صدا
صدایی که زمانی چنان مشتاقانه میشنیدمش
فقط من همان نیستم که بودم
به خانه بازگشتهام اما دگرگون
از بازوان سفید و زیبایش
که سفت و عاشقانه به دورم میپیچید
به قلبش رسیدهام
به احساسات راکد و بیحوصله.
وصی پور
- ۱۹۴
- ۰۹ مهر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط