{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبِ جمعه”شده وروضه مرا ریخت به هم/

شبِ جمعه”شده وروضه مرا ریخت به هم/
فاطمه آمده و”کرب وبلا" ریخت به هم/
واژه ای نظمِ جهان را به تلاطم انداخت/
مادرش گفت بُنَیّ َهمه جاریخت به هم.
یا حسین (ع)
دیدگاه ها (۹)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

شب اول قبر به فریادت برسه بنویس یاحسین(به یاد آور) روزی را ک...

ورق بزنید....

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت پایانی)

ملتی که سنگر را خالی نکردبسم الله الرحمن الرحیمدویست شب گذشت...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

حجت‌الاسلام والمسلمین رفیعی: تعصب و لجاجت می‌تواند مانع پذیرش حق شود

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت دوم)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط