🧡🍂

🧡🍂




من و #فنجان‌چای و حبه ای غصه
کنار پنجره، #مبهوتِ پاییزم
نگیری تو اگر گاهی #سراغم را
چونان #برگ‌خزان زرد... میریزم...✍️🏻📷

#علی_جعفری






#آرامکده

نگاشــــــته شده در:۱۴۰۲/۹/۸. ۹:۵۱


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
دیدگاه ها (۰)

🤎🍂کنارم باش، این پاییزکنارم باش، می‌ترسم!خزان را دوست‌دارم م...

♔⃮☕️🦋꯭⃝꯭⃮‌𝄠꯭꯭‌ یک فنجان چای،چند دقیقه سکوت،و دنیایی که برای ...

☕ عطرِ قهوه، عطرِ توژانر: عاشقانه | کافه‌ای | روزمره | آرام‌...

🌱پاییز که میاد،انگار دنیا یه جور دیگه‌ای عاشق می‌شه...هوا که...

اين زن  حواسِ درستى ندارد!هر صبح، چاى در دو فنجان می‌ريزد،بل...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

#صبح، وقتی #خورشید تازه پنجه‌های طلایی‌اش را از لای پرده‌ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط