🖤 میان قلب

🖤 میان قلب
ژانر: عاشقانه | احساسی | درام نویسنده: ریحانه
تعداد: ۳ پارت

پارت اول: احساسی که پنهان ماند

هوا سرد بود. برف آرام‌آرام روی پشت‌بام خانه‌ها می‌نشست.

ارن کنار پنجره ایستاده بود و به خیابان خالی نگاه می‌کرد. چند دقیقه‌ای می‌شد که میکاسا به خانه آمده بود، اما هنوز هیچ‌کدام حرفی نزده بودند.

میکاسا با دو فنجان چای وارد اتاق شد.

میکاسا: «بازم داری به بیرون نگاه می‌کنی؟»

ارن: «آره...»

میکاسا فنجان را روی میز گذاشت.

میکاسا: «چیزی شده؟»

ارن: «نه، فقط امروز دلم گرفته.»

میکاسا کنارش ایستاد.

میکاسا: «می‌خوای درباره‌اش حرف بزنی؟»

ارن لبخند کم‌رنگی زد.

ارن: «تو همیشه این‌قدر نگران منی؟»

میکاسا: «معلومه که هستم.»

ارن برگشت و به چشمان میکاسا نگاه کرد.

ارن: «چرا؟»

میکاسا برای چند لحظه سکوت کرد.

میکاسا: «چون تو برای من فقط یه دوست نیستی، ارن.»

ارن متعجب به او نگاه کرد.

ارن: «پس چی هستم؟»

میکاسا آرام سرش را پایین انداخت.

میکاسا: «کسی که نمی‌خوام از دستش بدم.»

ارن لبخند زد و دست میکاسا را گرفت.

ارن: «منم نمی‌خوام ازت دور بشم، میکاسا.»

اما درست همان لحظه صدای زنگ در بلند شد.

میکاسا: «منتظر کسی هستی؟»

ارن: «نه...»

ارن به سمت در رفت.

وقتی در را باز کرد، با دیدن شخصی که پشت در ایستاده بود، لبخندش محو شد.

شخص ناشناس: «سلام ارن... فکر نمی‌کردی دوباره منو ببینی، نه؟»

میکاسا از پشت سر ارن به آن شخص نگاه کرد.

ادامه دارد...

نویسنده: ریحانه
دیدگاه ها (۱)

🖤 میان قلب و خاطرات پارت دوم: بازگشت یک خاطره قدیمیارن با تع...

💋فیلیکس و می سان 💋

ادامه سناریو

.....پارت چهارم.....

👑 پارت هشتم | تمرینِ رقصصدای ویولن در سالن تمرین می‌پیچید.لی...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۴ — انتخابسه نفر داخل اتاق نشسته بودند.جونگ...

🎭 آخرین نقشپارت پانزدهم | پایانچند هفته بعد...شب اکران فیلم ...

معاملهp25جونگ‌کوک هنوز سرش روی بازوی تهیونگ بود. چند لحظه به...

«پشت نیمکت آخر»پارت ۳زنگ تفریح خورد.جون‌کوک هنوز سر جاش نشست...

part 18

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط