{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دریا تمام سوز لبش را به آب داد صحرا به تشنگان قدح آفتاب د

دریا تمام سوز لبش را به آب داد صحرا به تشنگان قدح آفتاب داد
مردی سوار اسب بهب دیا سلام کرد باران نیزه بود که او ار جواب داد
دیدگاه ها (۱)

ʙᴇᴀᴜᴛɪꜰᴜʟ ᴍɪꜱᴛᴀᴋᴇᴛʜᴇ ᴀᴜᴛʜᴏʀ | ɪᴀɴᴘᴀʀᴛ:⁰³تهیونگ سعی می‌کرد شن...

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و...p35ویو راویحدود نیم ساع...

الماس زیبای من ...

پارت ۳۰ — «این بار، انتخاب با هر دویشان بود»وقتی یونگی رسید،...

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

وارث ماه‌خاموش

پارت ۳ | خاطره‌ای که فراموش شده بودهلیا تمام مسیر برگشت به خ...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت شــشم 𓆪 🖤🥀نامجون ...

P : 15

🦢 پارت پانزدهم | حسادتصبح، لیانا طبق معمول آماده‌ی رفتن به م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط