{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم به دل عاشق مشو،جایی برای عشق نیست

گفتم به دل عاشق مشو،جایی برای عشق نیست
خندید دل گفتابمن،پس کاراین دل چیست چیست؟

گفتم مگردیوانه ای،با عشق دریک خانه ای
رنجید دل ازدست من،گفت درگمانت،عاقلی

گفتم که دل راباختی،خودرا به چاه انداختی
بیچاره دل گفتا به من،تو عشق را نشناختی

گفتم سراپاسوختی، چون شمع عشق افروختی
درمانده دل گفتا بمن،توچشم بردر دوختی

گفتم که چون عاشق شدی،درکوی یاران گم شدی
فریادزد دل برسرم،تو کمترازمجنون شدی

گفتم به هجران ساختی،تیری به سینه کاشتی
گفت درمیان عاشقان،فرهاد رانشناختی

گفتم مگر این عشق چیست؟ جز درد و رنجی بیش نیست!
گفتا بمن ای بی خِرد،خودکرده را تدبیر چیست؟
دیدگاه ها (۲)

اشک هایم را نمی دانم چگونه دیده بودقطره قطره بر سر ِ شعرم، خ...

هیچوقت دیوانه وار عاشق کسی نباش، سعی کن صادقانه دوست داشته ب...

خواستم در بغلت عاشق مجنون باشمخواستی در طلبت شاعر دلخون باشم...

با لبت بازی مکن وقتی که صحبت میکنیچشم من دیوانه اما گوش من ک...

گفتم به دل عاشق مشو،جایی برای عشق نیست خندید دل گفتابمن،پس ک...

گفتم به دل عاشق مشو،جایی برای عشق نیست خندید دل گفتابمن،پس ک...

...:گفتم به دل عاشق مشو،جایی برای عشق نیست خندید دل گفتابمن،...

گفتم به دل عاشق مشو، جایی برای عشق نیستخندید دل گفتابمن،پس ک...

گفتم به دل عاشق مشو، جایی برای عشق نیستخندید دل گفتابمن،پس ک...

گفتم به دل عاشق مشو، جایی برای عشق نیستخندید دل گفتابمن،پس ک...

گفتم به دل عاشق مشو،جایی برای عشق نیست خندید دل گفتا به من،پ...

گفتم به دل عاشق مشو،جایی برای عشق نیست خندید دل گفتا به من،پ...

گفتم به دل عاشق مشو،جایی برای عشق نیست خندید دل گفتا به من،پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط