{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق محبوب

عاشق محبوب

آن مرد رفت و گفت:

«این راه رفتنی است؛

حتی بدون پا

حتی بدون سر

حتی بدون دست»

آن مرد رفت و گفت:

« در امتداد آن

پیمانِ در الست

باید ز جان رهید

باید ز دل گسست»

آن مرد رفت و گفت:

« مولایمان حسین(ع)

چشم انتظار ماست

برخیز همسفر

فردا از آن ماست.»
دیدگاه ها (۳)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب هرکسی خواسته باشد به خدایی برسدبای...

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش اول)

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

جادویی به نام عشق

تک‌پارتییی جدید از جونگکوک شییی به قلم لینا؟؟:)))ساعت دقیقاً...

تک‌پارتییی جدید از جونگکوک شییی به قلم لینا؟؟:)))ساعت دقیقاً...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط