روی دستش پسرش رفت،

روی دستش پسرش رفت،
ولی قولش نه!
نیزه ها تا جگرش رفت،
ولی قولش نه!
شیر مردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار،
دست غم برکمرش رفت،
ولی قولش نه!
هر طرف می نگری نام حسین است و حسین!
ای دمش گرم، سرش رفت،
ولی قولش نه!

صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین
دیدگاه ها (۲)

ما افسرده دلان ساکن کویِ غم و دردیمدر عشق شکست خورده ولی توب...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

RESPECT OR DIE : پارت هفدهمجونگ‌کوک چند قدم جلو رفت...درِ سا...

شب اول قبر به فریادت برسه بنویس یاحسین(به یاد آور) روزی را ک...

وارث ماه خاموش

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

قسمت ۲۷ — «مردی که نباید برگشته باشد» 🖤چراغ‌ها یک‌دفعه روشن ...

هم‌سلولی خطرناک (part7) ÷ بالاخره پیداتون کردمروزنامه از دست...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 228♡⁠。⁠)⁩با دل ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وچهارم | گلوله‌ای برای عشقشلیک!زمان انگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط