در آرزوی شهادت:

در آرزوی شهادت:
‍ ‍ خواهر و برادر خوبم!😊

من و شما اگه خودمون رو درست نکنیم،جامعه ساخته نمی شه...🙈
اگر تو بگی من هر جور دلم بخواهد می گردم شما نگاه نکن،عذر بدتر از گناه آوردی...😏

اگر کسی با دیدن رفتار
اخلاق
و ظاهر
تو به گناه بیفته تو هم در گناه اون شریکی!😄
تو را هم مجازات می کنند روز قیامت...😑
اما
گناه اگر ترک شود،آثار و برکاتی دارد که خودت هم درش می مانی...☺ ️
چنان شیرینی خدا را در دلت حس میکنی که هرگز با چیزی تعویض نمی شود..!😍

✨ 💠 ✨ 💠 ✨ 💠 ✨ 💠 ✨ 💠 ✨ 💠 ✨ 💠 ✨

ابراهیم گرفته و ناراحت بود...🤔
رفتم کنارش ازش پرسیدم:چی شده داش ابرام؟مشکلی پیش اومده؟😊
اول نمی گفت.
اما بعدش به حرف اومد:چند روزه دختری تو این محله به من گیر داده و میگه تا تورو به دست نیارم ولت نمی کنم...!😅
رفتم تو فکر یدفعه خندیدم!😄
ابراهیم گفت:خنده داره؟😄
گفتم:داش ابرام ترسیدم فکر کردم چی شده...با این تیپ و قیافه ای که تو داری این اتفاق عجیب نیست!☺ ️
گفت:یعنی چی؟!یعنی بخاطر تیپ و قیافه ام این حرفو زده؟😳
گفتم:شک نکن…!😜
روز بعد تا ابراهیم رو دیدم خندم گرفت...😂
با موهای تراشیده اومده بود محل کار و بدون کت و شلوار...😆
فردای اون روز با پیراهن بلند به محل کار اومد و باچهره ای ژولیده تر...😉
حتی با شلوار کردی و دمپایی آمده بود...😂 😅
ابراهیم مدتی این کار را ادامه داد تا از این وسوسه شیطانی رها شد...😇 ✌ ️☝ ️

🌹 #شهدا_حجاب_حیا
🌹 #شهید_ابراهیم_هادی
🌹 #پهلوان_بی_مزار
دیدگاه ها (۳)

شکوفه های گیلاس 🌸 🌸پارت ۱۱🌸*ویو چویاداشتم تویه خیابون راه می...

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش سوم_"سه دور""چی؟""چهار دو...

پارت اول ویو آت اه سرم امروز خیلی کار دارم این سردرد فاکی هم...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 24سه روز از بستری شدن رینا گذشته بود اما هنوز...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟕چند روز بعد...جیمین تقریباً کاملاً به ز...

برادر ناتنی

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlykar...

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

پارت ۳۰ — «آخرین نقشه»صبح روز بعد، رها وارد پذیرایی شد و دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط