{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#تنها_برای_تو

#تنها_برای_تو
#تنها_برای_چشمهایش
#صاحب_احساس_من
#دلنوشته_لیلی

قلم می رقصد و دوباره به بزم دیوانگی های این شیدای مفلوک نشین می آید...
من،قلم،ساز یاد تو...
قلبم مینوازد این ساز شیدا را...
روحم قلم در دست می‌گیرد...
گرد و غبار از روح و تن میتکانم،با جسم زخم خورده ام می‌رقصم...
در بزم عشق و دلدادگی برای حضرت عشق تمام تار و پود روح سرکشم می‌رقصد...
انگشتانم بر روی ساز میلغزد و خلق میکند نواهارا،...
جوانه ها می رویند از حکایت‌ها ، حیات و شیدایی هایی که نوای ساز روایت میکند...
متولد میشود در هر لحظه حیات و لبریز لبریزم از عشق...
مینوازم،مینویسم،میرقصم...
من و یک دنیا زندگی...
عشق و یادت زیر پوست خشکیده ام میدود،جاری میشود در کالبد خشکیده ام زندگی،.. رها میشوم،..رها از تمام مردگی ها..
واما...
دلتنگی...
واما...
جای خالی تو...
که بر صورت معصوم احساسم بی رحمانه سیلی میزند...
و این کودک معصوم عجیب با تمام نامهربانی اش دوستش میدارد...
#تا_ابد_برای_تو #با_احترام_تقدیم_به_آستان_پاک_عشق
دیدگاه ها (۳۲)

❤ #تنها_برای_تو❤ #تنها_برای_چشمهایش #صاحب_احساس_من #دلنو...

❤ #تنها_برای_تو❤ #تنها_برای_چشمهایش #صاحب_احساس_...

#دلنوشته_لیلی #تنها_برای_چشمهایشواژه هارا که کنار هم میچینم....

❤ #تنها_برای_تو❤ #تنها_برای_چشمهایش #صاحب_احساس_من...

#دلنوشته_لیلی صدای خنده های مستانه ای که لابه لای علفزار می ...

#دلنوشته_لیلی #عشق.نامه.منتو را نقش میزنم....با قلبی آکنده...

روز پدر به قلم: استاد غلامی سرای دستهایت آبشار زندگی ست ب...

#دلنوشته_لیلی #خالقبر زیر سایه ی درخت بید نشسته ام،همان بی...

#دلنوشته.لیلی #تقدیم.به.حضرت.عشق. #تنها.برای.چشمهایشبه بزم ...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط