وقتی پشت سرپدرازپله ها میای پایین میبینی چقدر آهسته میره

وقتی پشت سرپدرازپله ها میای پایین میبینی چقدر آهسته میره میفهمی پیر شده"!
وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه ودستاش میلرزه میفهمی پیر شده"!
وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره، می‌فهمی چقدر درد داره"!
اما هیچ نگفت!
وقتی می‌فهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های توهستش، دلت میخواد بمیری
وقتی می‌فهمی پدر تمام توانش رو گذاشت تا از بستر مرگ بیرون بیاد نتونست تازه میفهمی پیر شده "!
خیلی........زیاد میمیره

به سلامتی تمام پدرای خوب".
دیدگاه ها (۱)

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

🖤 OBSESSION | وسواسپارت شانزدهم: چیزی که نباید می‌دیدجونگ‌کو...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 24سه روز از بستری شدن رینا گذشته بود اما هنوز...

ههههه ههههه چقدر بامزه !!!امنیت 90 میلیون ایرانی , و یکپارچگ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.7 (روایت از زبان ا...

رمان : يك قدم تا توپارت ۶: علامت ا.ت:+علامت متیو:_علامت ریگو...

پآرت ¹¹خواستم هلش بدم که...باز دستمو گرفت و محکم تر چسبوند ب...

چندپارتی تهیونگ

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

ادامه ی قسمت دوم رمان هفتمین سایه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط