{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای ز دل رفته که دی سوختی از ناز مرا

ای ز دل رفته که دی سوختی از ناز مرا
دارم اندیشه که عاشق نکنی باز مرا

کرده‌ام خوی به هجران چه کنم ناز اگر
عشق طغیان کند و دارد از آن باز مرا
دیدگاه ها (۱)

دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرداز همدردی که مرا میان در...

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

عاشقانه های شبنم

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط