مراقبِ این آدمایی که یه زمانی اشکشون دَمِ مشکشون بود و ال

مراقبِ این آدمایی که یه زمانی اشکشون دَمِ مشکشون بود و الان خبری از گریه کردنشون نیست ؛ باشید ...
اینا از نبودِ یه نفر ، داغون شدن و انقدر خستَن که حتی حالِ از بین بردن بغضاشونو ندارن!
اینا ، درسته مثلِ قبل یه بند گریه نمیکنن ، ولی انقدر آسیب دیدن که با یه اخمِ ساده اشکشون درمیاد!
اینا وقتی گریه میکنن ، بدونِ شک میونِ اشکاشون یادِ اون آدمی که دوسش دارن میوفتن ، اونوقت تا جایی که بی هوش شن اشک میریزن!
شما یه حرف میزنید ؛ اینا ساعت ها با خودشون میگن :
اگه اون بود ، الان همه چیز خوب بود
اگه اون بود ، الان گریه نمیکردم
اگه اون بود ، الان من این نبودم
و انقدر با خودشون "اگه اون بود" هاشونو تکرار میکنن که چشمه خشک‌ شده چشماشون ، میشه کاسه خون و تا جایی که کم بیارن ، خون از چشماشون میچکه!
اینا تو چشماشون غمی رو خوابوندن که با کوچیکترین جرقه ای بیدار میشه و امکان داره اینبار هیچ وقت نخوابه!
اینا دَم از قلبِ زخمیشون نمیزنن ...
شما نمکِ رو زخمشون نشید که از دردِ زخماشون ، چشماشون شروع به باریدن کنه و یه دفعه تو سیلی که از قطره قطره اشکاشون به وجود اومده ، غرق شن :)
#فاطمه_نوشت

پ.ن : اگه تو بودی ، دنیایِ من جهنم نبود ...

#محمد_حسین_دولتی
#پژمان دولتی
دیدگاه ها (۱)

اینا فایده نیست؟گفتم: باور می‌کنی فتنه انقدر سنگین بود که اگ...

#سناریوموقعیت🍔: وقتی به مهمونی خانوادگی[از سمت خودشون] میریم...

نه دلیلش اون نیست !این یکی از بزرگترین دروغ های #اصلاح_طلبان...

the end-part 1

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۵۳

«گمشده در اعماق جنگل»🐾نام:: گمشده در اعماق جنگل🐾کاپل اصلی:: ...

اومدم برا بار سوم بیوشو بدم برم رو مختون آدرین/ اوسی/ سیرک د...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : eighteenویوی جونگ کوک :احساسات‌م...

پارت هشتم جئون ۰- مرتیکه عوضی انتقام خون مادرم رو ازت می گیر...

پارت پنجم: پچ‌پچِ نجاتتاریکیِ اون اتاق، مثلِ یه هیولایِ بزرگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط