{% if state.amp %}
{% else %} {% endif %}
sama62
۴۵
پسند
سگی نزد شیر آمد و گفت با من کشتی بگیر
سگی نزد شیر آمد و گفت با من کشتی بگیر
شیر سر باز زد .
سگ گفت :نزد تمام سگان خواهم گفت.
شیر از مقابله با من می هراسد
شیر گفت :
سرزنش سگان را خوشتر دارم از اینکه شیران مرا شماتت کنند
که با سگی کشتی گرفته ام !!!
دانلود
۲.۲k
۰۴ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (
۱
)
در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...
فراتر از خویش
"سلام بچهها.... 👋🏻"میدونم یهو غیبم زد و یه پیام دادم و بعد...
پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...
❇️ #کمبوجیه و کشتن #همسر باردار خود !!! ▪️در منابع تاریخی آم...
قسمت ۷
حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دلشکستهی من...مادرِ جوانِ من......
داستان عاشقانه جدید
و قلبم دوباره تپیدpart: 4 ...
پارت اول چشمان مشکی و گردش باز کرد مادرش با دستان خوشک و لاغ...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین