{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دید مجنون را یکی صحرا نورد

دید مجنون را یکی صحرا نورد
در میان بادیه بنشسته فرد
صفحه ای از خاک و انگشتان قلم
می نگارد نام لیلا دم به دم
گفت : مجنون شیدا چیست این ؟
می نگاری نامه , بهر کیست این ؟
گفت : مشق عشق لیلا می کنم
خاطر خود را تسلی میکنم
چون میسر نیست مارا کام او
عشق بازی می کنم با نام او
دیدگاه ها (۳)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

«دید مجنون را یکی صحرا نورددر میان بادیه بنشسته فردکرده صفحه...

دید مجنون را یکی صحرا نورددر میان بادیه بنشسته فردکرده صفحه ...

«دید مجنون را یکی صحرا نورددر میان بادیه بنشسته فردکرده صفحه...

دید مجنون را یکی صحرانورد       در میان بادیه بنشسته فرد    ...

عشقی مثل لیلی و مجنون برای همتون آرزو میکنم❤️دید مجنون را یک...

دید مجنون را یکی صحرانوردبربه رو پشته ای بنشسته فردصفحه اش ا...

گفت ای مجنون شیدا چیست این؟مینویسی نام بهر کیست اینگفت نام م...

گفت: ای مجنون شیدا، چیست این؟!می‌نویسی نامه، بهر کیست این؟!گ...

دید مجنون رایکی زارو غمین با دلی خونین نشسته بر زمینصفحه ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط