{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«دید مجنون را یکی صحرا نورد

«دید مجنون را یکی صحرا نورد
در میان بادیه بنشسته فرد
کرده صفحه ریگ و انگشتان قلم
میزند با اشک خونین این رقم
گفت ای مجنون شیدا ، چیست این؟
می نویسی نامه  ، بهر کیست این؟
گفت مشق نام لیلی میکنم
خاطر خود را تسلی میکنم
چون میسر نیست من را کام او
عشق بازی میکنم با نام او .....
دیدگاه ها (۱)

یه یادگاری قدیمی...از یه عزیز قدیمی...دلم برات تنگ شده😢 ....

به افتخار دخترای اردیبهشتی😍 👏

😂 😂 😂

برایم مثل عصرهای جمعه می مانی از "تو" یک دلتنگی ماند و بس.....

دید مجنون را یکی صحرا نورددر میان بادیه بنشسته فردکرده صفحه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط