{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دید مجنون را یکی صحرانورد

دید مجنون را یکی صحرانورد
بربه رو پشته ای بنشسته فرد
صفحه اش از خاک و انگشتان قلم
بر به روی خاک هی میزد رقم
گفت کای مجنون بی دل کیست این
می نگاری نامه بهر کیست این؟
گفت: مشق نام لیلی می کنم
خاطر خود را تسلی می کنم
چون میسر نیست با من کام او
عشق بازی می کنم با نام او
دیدگاه ها (۳)

خداوند متعال به حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام فرمو...

پیچیده سحرگاه عجب عطر نجیبیرد می‌شود از کوچه ی غم مرد غریبیا...

بعضی از آدمها پر از مفهوم هستند.پر از حس های خوبند.پر از حرف...

khodaya doset darim:-*:-*:-*

پارت ۲۶یک روز بعد از اون شبِ وحشتناک ، جو خونه سنگین‌تر از ه...

#دوپارتیبنگچان/ا.تP:2از جاش بلند شد و به سمت در اتاق رفت..لع...

دید مجنون را یکی صحرانورد       در میان بادیه بنشسته فرد    ...

دید مجنون را یکی صحرا نورددر میان بادیه بنشسته فردصفحه ای از...

«دید مجنون را یکی صحرا نورددر میان بادیه بنشسته فردکرده صفحه...

دید مجنون را یکی صحرا نورددر میان بادیه بنشسته فردکرده صفحه ...

عشقی مثل لیلی و مجنون برای همتون آرزو میکنم❤️دید مجنون را یک...

«دید مجنون را یکی صحرا نورددر میان بادیه بنشسته فردکرده صفحه...

گفت: ای مجنون شیدا، چیست این؟!می‌نویسی نامه، بهر کیست این؟!گ...

دید مجنون رایکی زارو غمین با دلی خونین نشسته بر زمینصفحه ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط