سناریو:

سناریو:
وقتی داره گیم بازی میکنه و میری بغلش

نامجون: پرنسس کوچولو یکم دیگه صبر کنی تموم میشه

جین: عزیزم این راند رو ببرم میام بریم غذا بخوریم

شوگا: *سرت‌ رو میبوسه* سوییتی قول میدم دیگه تموم بشه الان

جیهوپ: بیب میخوای بهت یاد بدم تو هم بازی کنی؟

جیمین: بنگ کشتمش حالا من بردم.. بیا بریم جشن بگیریم

تهیونگ: ا/ت همین الان شروع کردم بازی کنم لطفا گیر نده

جونگ‌کوک: اگه یه کاری کنی که ببازم خودت تنبیه میشی عزیزم؟
دیدگاه ها (۰)

part42+باشه چن دقیقه نگذشت که بابایه نیلا از اتاقش اومد بیرو...

گل خونی پارت 41: چرا  میری تازع داشتیم حرف میزدیم - باید گوش...

پارت ۲۳

تکپارتی𝕁𝕀𝕄𝕀ℕ ♥🍷شخصیت ها: جیمین. لیا. کیا. یونگی. ادمین: امید...

P.1 | ....وقتی یهویی.(ساعت حدود ۹ صبح بود که بالاخره چشمام ر...

وقتی بین پسر و دخترش فرق می‌گذاشت P¹جیهوپ از وقتی جیهو و سو...

پارت ۹÷‌ خب چیکار کنم همیشه همینم = من قهرممممممم ( در حال گ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۸پیامک اومد دیدم ریچارده زدم روش عرر برنده شدم از خوشحا...

وقتی نامه ای از گذشته دوست پسرت پیدا کردی🩷پارت ۱روایت از زبا...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۴----------------------------------------⭐🌕...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط