مدت‌هاست بی‌قراری‌هایم را به روی خودم نیاورده‌ام. دل به ا

مدت‌هاست بی‌قراری‌هایم را به روی خودم نیاورده‌ام. دل به استخاره‌های مادر داده‌ام و خواب‌های روشنم که می‌گفتند چشم امید به آسمان بسپار و منتظر بمان. ببین! هنوز هم شانه به شانه‌ی رویاهایم ایستاده‌ام و صبوری می‌کنم. سرسختی عادتم شده، مصمم و بردبار انتظار می‌کشم. برای تو که همیشه همه چیز را ساده گرفته‌ای چشم می‌دوزم به این راه تاریک و بی‌مقصد تا شاید به هوای دیدن یک پنجره‌ی روشن، آسمان به آسمان، پرواز برایت هدیه بیاورم. می‌مانم و این فاصله را خیابان به خیابان و شهر به شهر غزل می‌کنم. تا هوای عاشقی از سر قناری‌های چشم به راه نیفتد، صبوری می‌کنم تا عاقبت این تو باشی که بخواهی کمی سخت بگیری. مثلا بیایی و این بی قوارگی این همه تنگدلی را به قدر بودنت اندازه کنی تا شاید بخواهی برای یک بار هم که شده خنده‌هایم را به شعر بنشانی... من ایستاده‌ام. حتی اگر باز هم ساده از کنار همه‌ی سرسختی‌های من عبور کنی و مثل همیشه تنها به سادگی لبخند بزنی.

#رادیو_هفت_انقضا_ندارد : ) :

#میلاد_اسلام_زاده
دیدگاه ها (۷)

‌چشم می دوزم به دوردستهافاصله نگاهم را کوتاهتر می کنممی اندی...

♥️🍃دعا می کنم برای توبرای خودمبرای همه مانکسی چه می داندشاید...

🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظه‌ایکه ...

رها🦋 مدتی ست در ساده ترین لحظه ها کم می آورممیان تا کردن لبا...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

🤎🍂کنارم باش، این پاییزکنارم باش، می‌ترسم!خزان را دوست‌دارم م...

♥️🍃دعا می کنم برای توبرای خودمبرای همه مانکسی چه می داندشاید...

در هیاهویِ این جهان، جایی که ثانیه‌ها بی‌رحمانه می‌دوند و صد...

💙چقدر هوسِ پاییز کرده‌ام!چقدر دلم خیابان‌های نارنجی می‌خواهد...

شاید در خیابان‌های این شهر نمی‌توانم نفس بکشم.شاید در این شه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط