برادرای هایتان پارت ۲۱
فلش بک به ۳ روز بعد*
آماده شدم و با میکو رفتم بار روز اولم بود خوشحال بودم که برگشتم توکیو بار ساعت های ۹ به بعد شلوغ شده بود با اینکه روز اولم بود ولی خیلی کار داشتم همینطوری سرگرم کار شدم که ساعت ۱ شب بود و کمتر کسی داخل بار بود .
در باز شد و ۳ تا مرد هیکلی اومدن داخل رفتم خوش امد گویی کردم و به سمت میز راهنمایی شون کردم و سفارششون رو گرفتم و وقتی سفارش ها اماده شد گذاشتمشون رو میز که استینم یزره رفت بالا و تاتو( دیگه میدونید کدوم تاتو)معلوم شد ولی توجهی نکردم چون چیز مهمی نبود داشتم میرفتم که یکیشون دستمو گرفت
مرد اولی: صبر کن ببینم ( استین رو زد بالا و تاتو رو دید) تو میکا هستی؟
میکا: ببخشید به شما ربطی نداره
مرد اولی: هستی یا نه
میکا: بله هستم
مرد دومی: خب جالبه دوست پسر هاتو نمیشناسی
میکا: وایسا چی
مرد اولی(ران): عجیبه نمیشناسی یک سال نبودی
میکا: ران تویی *با جیغ*
ران: اروم دختر اره خودمم
میکا: بالا پایین پریدن * وایی خوشحالم که میبینمتون
ریندو: ماهم خوشحالیم
سانزو: خب معرفی نمیکنید
ریندو: خب این همونیه که برات میگفتم
سانزو: جالبه خوشگلم هست * روبه میکا* سلام خانم خوشگله من سانزو هستم
ران با نگاه های اگه باهاش لاس بزنی جرت میدم به سانزو نگاه میکنه*
میکا: عا سلام منم میکا هستم خوشبختم * اشاره به میکو*اینم خواهرمه میکو
(عکس میکو اس ۲)
میکو میاد پیش اونا*
میکو: خب میکا خانم اینا کین
آره خلاصه میکا تعریف میکنه که ران و ریندو ان
میکو: او پس شماهایین میکا از وقتی رفت فقط به فکر شما بود
ران: خوبه خوبه
ریندو: تو هنوزم مارو دوست داری؟
میکا:....................
______________________________________
نکته: اینجا تو زمان بونتنه
هاهاها پارت دادم ولی شرطی که گذاشته بودم کامل نبود ولی من پارت دادم 😀 ببینید چه خوبم
خب از اینا بگذریم چطوره این پارت؟
آیا دوست داشتین یا نه؟
تا پارت بعد به درودددد
آماده شدم و با میکو رفتم بار روز اولم بود خوشحال بودم که برگشتم توکیو بار ساعت های ۹ به بعد شلوغ شده بود با اینکه روز اولم بود ولی خیلی کار داشتم همینطوری سرگرم کار شدم که ساعت ۱ شب بود و کمتر کسی داخل بار بود .
در باز شد و ۳ تا مرد هیکلی اومدن داخل رفتم خوش امد گویی کردم و به سمت میز راهنمایی شون کردم و سفارششون رو گرفتم و وقتی سفارش ها اماده شد گذاشتمشون رو میز که استینم یزره رفت بالا و تاتو( دیگه میدونید کدوم تاتو)معلوم شد ولی توجهی نکردم چون چیز مهمی نبود داشتم میرفتم که یکیشون دستمو گرفت
مرد اولی: صبر کن ببینم ( استین رو زد بالا و تاتو رو دید) تو میکا هستی؟
میکا: ببخشید به شما ربطی نداره
مرد اولی: هستی یا نه
میکا: بله هستم
مرد دومی: خب جالبه دوست پسر هاتو نمیشناسی
میکا: وایسا چی
مرد اولی(ران): عجیبه نمیشناسی یک سال نبودی
میکا: ران تویی *با جیغ*
ران: اروم دختر اره خودمم
میکا: بالا پایین پریدن * وایی خوشحالم که میبینمتون
ریندو: ماهم خوشحالیم
سانزو: خب معرفی نمیکنید
ریندو: خب این همونیه که برات میگفتم
سانزو: جالبه خوشگلم هست * روبه میکا* سلام خانم خوشگله من سانزو هستم
ران با نگاه های اگه باهاش لاس بزنی جرت میدم به سانزو نگاه میکنه*
میکا: عا سلام منم میکا هستم خوشبختم * اشاره به میکو*اینم خواهرمه میکو
(عکس میکو اس ۲)
میکو میاد پیش اونا*
میکو: خب میکا خانم اینا کین
آره خلاصه میکا تعریف میکنه که ران و ریندو ان
میکو: او پس شماهایین میکا از وقتی رفت فقط به فکر شما بود
ران: خوبه خوبه
ریندو: تو هنوزم مارو دوست داری؟
میکا:....................
______________________________________
نکته: اینجا تو زمان بونتنه
هاهاها پارت دادم ولی شرطی که گذاشته بودم کامل نبود ولی من پارت دادم 😀 ببینید چه خوبم
خب از اینا بگذریم چطوره این پارت؟
آیا دوست داشتین یا نه؟
تا پارت بعد به درودددد
- ۲۶.۱k
- ۰۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط